۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

مهمترین خبرهای روزسه شنبه بخش سوّم، تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها

 احمدی نژاد: یارانه های پرداختی به مردم دو برابر می شود

محمود احمدی نژاد
آقای احمدی نژاد از افراد و رسانه‌هایی که به گفته او در مورد طرح هدفمندکردن یارانه ها "جوسازی" می‌کنند، انتقاد کرد
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، با اشاره به طرح هدفمندکردن یارانه ها اعلام کرد که میزان مبلغ پرداختی به مردم در آینده حداقل دو برابر رقم کنونی خواهد شد.
آقای احمدی نژاد در سفر به استان مازندران و در ورزشگاه شهید متقی ساری گفت: "هدفمند کردن یارانه ها یک گام بسیار بلند به سمت عدالت و احقاق حق تک تک ملت ایران و پایان دادن به یک تبعیض ۵۰، ۶۰ ساله است. چرا که ۵۰ سال حقوق اکثریت ملت در جیب یک اقلیت قرار می گرفت."
وی افزود: "شیاطین با اجرای عدالت مخالف هستند. چرا که آنها می دانند اگر هدفمند کردن یارانه ها اجرا شود، اولا فقیری در کشور پیدا نخواهد شد، ثانیا فاصله های طبقاتی به شدت کاهش پیدا خواهد کرد و ثالثا فرصت برای کار سازنده و پیشرفت کشور فراهم خواهد شد."
آقای احمدی نژاد در ادامه گفت: "به همین خاطر می بینیم که دشمنان قسم خورده ملت ایران و رسانه های وابسته استکباری دائم علیه طرح هدفمندکردن یارانه ها شایعه پراکنی و جوسازی می کنند."
او گفت: "اخیرا عده ای شایعه کرده اند که این طرح برای مدتی کوتاه، مثلا یک سال یا دو سال اجرا خواهد شد و بعد اجرای آن تعطیل خواهد شد. من به آنها می گویم که خیال شما راحت باشد که انشالله با کمک مردم در اجرای این طرح یک پایه ریزی مناسبی صورت می گیرد که تا ۵۰ سال آینده نیز هیچ کس نتواند احقاق حق مردم را با مشکل روبه رو کند."
محمود احمدی نژاد در ادامه سخنان خود با اشاره به پرونده هسته ای ایران و قطعنامه های صادر شده علیه این کشور گفت: "هر اقدامی که کرده اند به نفع ملت ایران و علیه خودشان شده است. چهار قطعنامه صادر کردند. گفتیم که این قطعنامه ها را صادر نکنید، به ضرر خودتان است و کار شما سخت تر می شود، ولی گوش نکردند."
وی افزود: "شش ماه قبل در وسط مذاکرات یکباره روحیه‌ استکباری به سراغ آنها آمد و فکر کردند که یک قطعنامه‌ تندتر صادر کنند و تصور کردند که با این کار می ‌توانند در مذاکرات، حق ملت ایران را ضایع کنند. ما به آنها گفتیم که هر قطعنامه‌ای که صادر می ‌کنید یک گره بر گره‌ها می ‌افزایید و بعد از آن باز کردن آن سخت‌تر می شود."
آقای احمدی نژاد در جمع مردم ساری همچنین گفت: "حالا گفته‌اند که می ‌خواهیم گفت‌وگو کنیم. اگر می ‌خواهید از گفت‌وگوها نتیجه بگیرید، باید اخلاق طاغوتی را کنار بگذارید و با رعایت قانون و عدالت و در شرایط برابر بنشینید و در شرایط برابر در مورد همکاری در زمینه‌های گوناگون اقتصادی و هسته‌ ای و... با هم گفت‌وگو می ‌کنیم و تفاهم می کنیم و کار مشترک انجام می ‌دهیم".
وی افزود: "ملت ایران به هیچ‌کس اجازه نداده و نخواهد داد که در گفت‌وگوها و در مذاکرات، ذره‌ای از حقوق هسته‌ ای ایران عقب‌نشینی کند."

 

تحریم‌های تازه آمریکا علیه چند شرکت در ارتباط با ایران

مقامات وزارت دارایی آمریکا گفته اند تا زمانی که ایران از شرکتهای ویترینی برای "فعالیتهای غیرقانونی" خود استفاده می کند، این شرکتها مورد هدف قرار می گیرند.
آمریکا تحریمهای یکجانبه بیشتری را علیه ایران اعمال کرده است.
بر اساس گزارشها، وزارت دارایی آمریکا تحریمهای را علیه 10 شرکتی که می گوید با برنامه تسلیحاتی ایران ارتباط داشته اند، اعلام کرده است.
گزارش شده است که 8 شرکت تحریم شده در "جزیره مان"، یکی در سوئیس و یکی نیز در مالزی است.
جزیره مان یکی از جزایر نیمه خودمختار در دریای ایرلند است که از لحاظ جغرافیایی بین بریتانیا و ایرلند واقع شده است.
این جزیره دارای پارلمان و دولت محلی مستقل است، اما از بسیاری جهات از جمله سیاست خارجی وابسته به دولت بریتانیاست.
شرکتهای تحریم شده در ارتباط بازرگانی با خطوط کشتیرانی ایران و بانک ملت هستند.
مقامات وزارت دارایی آمریکا گفته اند تا زمانی که ایران از شرکتهای صوری برای "فعالیتهای غیرقانونی" خود استفاده می کند، این شرکتها مورد هدف قرار می گیرند.
تحریمهای تازه علیه شرکتهای ایرانی زمانی اعلام شده است که یکی از مقامات ایرانی از مذاکره کنندگان ایران با کشورهای پنج به لاوه یک خواسته که لغو همه تحریم ها را در نظر داشته باشند.
نهاوندیان
رئیس اتاق بازگانی ایران می گوید که تحریم سیاسی است ولی آثار آن اقتصادی است
محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی ایران در "سمینار بررسی تنگناهای تجاری در شرایط تضییقات بانکی و بین المللی" گفته که "باید لغو همه تحریم های اقتصادی به عنوان یک اصل غیرقابل صرفنظر مورد توجه مذاکره کنندگان ما قرار بگیرد."
این سخنان با اعلام تاریخ برگزاری مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای غربی همزمان شده است.
قرار است ایران روز دوشنبه و سه شنبه هفته آِینده (5 و 6 دسامبر) با گروه 5+1 در ژنو در باره برنامه هسته ای مذاکره کند.
در چند سال گذشته با توجه به تنگتر شدن حلقه تحریم ها، مشکلات زیادی برای تجار ایرانی ایجاد شده است. مشکلات بانکی و انتقال پول یکی از مهمترین موانعی است که دست و پای صادرکنندگان و واردکنندگان ایرانی را بسته است.
علاوه بر تحریم های بین المللی مصوب شورای امنیت، ایالات متحده و کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم یک رشته تحریم های یکجانبه را علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته اند.
این تحریم ها نه تنها مشکلاتی را در معاملات موسسات تجاری و مالی این کشورها با ایران ایجاد کرده، بلکه باعث شده است تا شرکت ها در شمار دیگری از کشورها نیز در روابط خود با جمهوری اسلامی محدودیت هایی قایل شوند.




خسرو صدری
اخبار روز: 

سایت اسرائیلی Kursor، در تاریخ ۲۹ نوامبر۲۰۱۰، مطلبی دارد به شرح زیر:
"ویکی لیکس: روسیه ارسال S-٣۰۰ به ایران را وسیله شانتاژ اسرائیل قرار داده بود!
روسیه در ازای خودداری از اجرای قرارداد فروش موشک های اس-٣۰۰ به ج.ا. ایران، به اسرائیل پیشنهاد کرده بود که هواپیماهای بی سرنشین و تجهیزات آن را، به مبلغ یک میلیارد دلار به روسیه بفروشد.
در اسناد افشا شده همچنین آمده است که " آلن تایشر" ، معاون بخش کنترل تسلیحات وزارت خارجه آمریکا، خاطر نشان کرده است که روسیه در سال ۲۰۰۹ آماده فسخ قرارداد فروش این سامانه دفاعی در برابر دریافت هواپیماهای بی سرنشین بود. ولی در اورشلیم بیم آن می رفت که تکنولوژی جدید هواپیماهای بی سرنشین " سریعا به دست چین بیافتد".
دیرتر، در اکتبر ۲۰۱۰، کنسرن اسرائیلی "تاآسیا آویریت"، با شرکت روسی "آبارون پروما"، قرارداد ارسال مجموعه مربوط به هواپیماهای بی سرنشین را امضاء می کند. یک ماه پیش از آن، رئیس جمهور روسیه، مدودف، فرمان اجرایی شدن قطعنامه شماره ۱۹۲۹ مورخ ۹ ژوئن ۲۰۱۰ کمیسیون امنیت سازمان ملل در مورد تحریم ایران را صادر کرد که در آن از جمله فسخ قرارداد فروش موشک های اس-٣۰۰ به ایران، در نظر گرفته شده است".
پیام مهم خبر فوق این است که غرب، نه روسیه بلکه چین را یک دشمن استراتژیک تلقی می کند.
"لوموند" نیز با عنوان: "مسکودر ازای امتناع از فروش اس-٣۰۰ به ایران، از اسرائیل هواپیمای بی سرنشین خواسته بود" ، به تفسیر این خبر می پردازد.
سایت اسرائیلی فوق، در همین شماره از جمله مطلبی دارد که در آن ادعا شده است که مهندسین اسرائیلی، تصویر ستاره داوود را در پشت بام فرودگاه بین المللی تهران ، به صورت منور ، ایجاد کردند! (با عکس هوایی "گوگل").

خسرو صدری


فیروز نجومی

اخبار روز:
بعضا براندازی دین را گذشته از اینکه امری محال میدانند، طرح آنرا نیز جنجال آمیز و تحریک کننده تلقی میکنند. گویی که وقتی از براندازی دین سخن میرانیم از پدیده ای نوظهور و بسیار غریبی سخن رانده ایم. آیا دین اجداد ما ایرانیان، الله پرستی بوده است؟ ما ایرانیان، پیامبری داشته ایم از جنس انسان و دارای پیامی بود در خور بشریت تا ابدیت: سه نیک، پندار، گفتار و کردار نیک. الله آمد با شمشیر و شریعت. گفت یا من و یا هیچکس. ما ایرانیان تسلیم شدیم و هراس از تنبیه و مجازات را بدل گرفتیم. به اطاعت از احکام الله گردن نهادیم. مسلمان شدیم. به حقارت و خواری در برابر الله تن دادیم. یعنی که بندگی را پذیرفتیم و زدن هر گردنی و ریختن خون هر انسانی را که شک و تردید نسبت به یکتایی و یگانگی الله، بدرون خود راه دهد، در راه تحصیل رضای الله، کمال شمردیم و زندگی ابدی در بهشت را بر انجام سه نیک در این جهان ترجیح دادیم. سه نیک تبدیل شد، به یک نیک، عبودیت و بندگی. که از آن پس، شد ابهت و عظمت و سروری. اطاعت از احکام شریعت و آئین الهی. بر انداخته شد دین زرتشت. بجای آن نشست آئین تازی، آئین خشم و خشونت و جنگ و خونریزی، آئین جهاد و شها در آغوش کشیدن نیستی. گرفت جای سه نیک را هرچه بود زشتی، تحجر و تعصب، جزم و غیرت، ایمان به اسطوره و افسانه و یا رسالت و امامت برخواسته از زبان و رسم و رسوم بیگانه. پارسی بودیم و مسلمان شدیم.

این حکومت دین است که دین را براندازی میکند. در واقع از آغازین لحظه صعود بر اریکه قدرت، دین خود را در معرض براندازی قرار داده است. چرا که دین الله و قدرت از اعضای یک واحدند. آنها را نه میتوان از یکدیگر جدا ساخت و یا از یکدیگرتشخیص داد. یعنی که براندازی قدرت، براندازی دین است و بالعکس. بعنوان مثل، وقتی ولایت فقیه سخن میگوید و ما را به تسلیم و اطاعت در برابر الله فرا میخواند، از زبان دین سخن میگوید و یا از زبان قدرت؟ وقتی جهاد و شهادت و ایثار گری را توصیه میکند، به نفع دین سخن میگوید و یا قدرت. آیا جلاد ی را که در درون ولایت فقیه میزید میتوان رویت نمود؟ حال آنکه آقای خامنه ای، جلوه الله است، بیانگر بی همتایی، یکتایی و یگانگی او ست. همچنانکه الله بر بود و نبود کنترل دارد، ولایت فقیه نیز توانا ست به همه چیز. هر آن که اراده کند میتواند دروازه های دوزخ خود را بگشاید و دگر اندیشان و مخالفان را بدست بازجویان و شکنجه گران با تقوا و مومن بسپارد. کمتر کسی است که قطره های خونی که از آستین ولایت فقیه بر زمین میریزد مشاهده نکرده باشد، اما قطره های خونی که از لابلای کتاب قرآن میچکد، قابل رویت نیست. حال آنکه ولایت فقیه هیچ گردنی را بدون اذن و خواست و حکم الله بر زمین نمی افکند.

در نظام های ایدئولوژیک، تنها ساختار قدرت نیست که رو به افول میگذارند، بلکه همراه با فرو ریزی ساختار قدرت، نظام ارزشی نیز از هم فرو میپاشد. در اتحاد جماهیر شوروی و اقمار آن تنها احزاب کمونیست نبودند که از اریکه ی قدرت بزیر کشیده شدند. مارکسیسم- لنینسم هم بعنوان دین احزاب کمونیسم در هم فرو ریخت. حتی آنچه خوب و انسانی در مارکسیسم بود بی اعتبار و مفتضح گردید. ایده ی جامعه ای آزاد از استثمار و رها از سلطه ی دولت و طبقه که به گردش در آید بر اساس برنامه ای مرکزی- پاسخگوی نیازهای اجتماعی، خارج از هیاهو و هرج و مر ج بازار- به ایده ای در ستیز و خصومت با خصلت و نیازهای انسانی تبدیل گردید. کاپیتالیسم شد راه رهایی و نجات بشری. نیز زمانی که لشگر ویرانگر هیتلر به گل نشست ارزشهای ناسیونال- سوسیالیسم و نژاد برتر هم واژگون گردید. با نابودی هیتلر ایده ی نژاد هم به لجنزار تاریخ پیوست.

اما در شرایطی که دین و قدرت جدایی ناپذیر از یکدیگرند و دین ارجح بر قدرت و بر دوش آن سوار است، فرو ریزی از دین و ارزشهای دینی و تنزل نظام ارزشی امامت و ولایت آغاز میشود. معصومیت و مظلومیت تبدیل میشوند به جنایت و خیانت در "راه مستقیم،" راه انبیا. حجاب میشود نماد پنهان سازی، پوششی بر همه زشتی ها و پلیدی ها که تحت نظم و انضباط شریعت- نظمی که حاکم است بر نهاد هایی همچون زندانها و پادگان ها- بوقوع می پیوندند. بجای آنکه حجاب حفاظی باشد بر عفت ، نماد بیگانگی میشود و خفت. احکام طهارت و نجاست میشوند بیانگر کودکی و صغارت، قواعد و مقررات اسارت و حقارت. روزه داری و نمازگزاری در برابر الله میشود سبب خجلت و شرمندگی. جهاد و شهادت نیز در راه الله میشود کنشی برخاسته از حیوانی ترین خصلت انسانی. مساجد میشوند نه جایگاه عبادت بلکه آبریزگاهی مقدس. ارزشهای اسلامی، بی ارزش میشوند و درون سیاه و تیره خود را به نمایش میگذارند. یگانگی و یکتایی شمشیر و شریعت، دین و قدرت، پاسدار و پاسبان و طلبه است که زمینه ی بی ارزش شدن ارزشها و براندازی دین را فراهم میآورد.

fmonjem@gmail.com


انقلاب های پیش رو

ظرفیت و توانائی مردم برای پذیرش انقلاب های از بالا اندک است. ایرانیان در شرایطی قرار گرفته اند که انقلاب های از بالا پیاپی بر آنها تحمیل می شود، بی آنکه فرصت هائی برای اظهار نظر داشته باشند. هر بار چند روزنامه و نشریه را می بندند، چند وبلاگ را هک می کنند و پیش از آنکه منتظر نتایج این بگیر و ببند ها بشوند، یک تصمیم انقلابی را اعلام می کنند. دولت کنونی آمده است برای زمینه سازی یک انفجار که معمولا ملت ها پس از شکیبائی های بسیار تن به خطراتش می دهند و هنگامی که وارد آن شدند، به سهولت پا پس نمی کشند.
هریک از تصمیماتی که دولت محمود احمدی نژاد آن را به صورت امریه اعلام می کند و منتظرکسب نظرات مردم یا دستکم نظرات همین مجلس که نمایندگان انتصابی در آن اغلب به همفکران دولت تعلق دارند باقی نمی ماند، گامی است استوار با هدف ایجاد تشنج و آشوب در کشوری که در محاصره ی انواع تهدیدهای جهانی - است.
روند حرکات دولت احمدی نژاد در سیاست داخلی و خارجی، منافع ملی ایران را به خطر انداخته، هرچند زیر پوشش عشق به استقلال و اسلام و اخیرا ایران باستان پنهان شده است.
انحلال یک دانشکده پزشکی، زیر فرمان بردن دانشگاه آزاد، صدور امریه به کارمندان دولت بر ترک تهران، فرمان به مردم که هرچه بیشتر زاد و ولد کنند، اجرائی شدن سیاست حذف رایانه ها و بسیاری فرامین دیگر که به حوزه خصوصی زندگی مردم مربوط می شود و حتی دولت های غیر مدرن ازورود به آن پرهیز می کنند، انقلاب هائی است که یکی پس از دیگری پیش روی ایران گذاشته اند و روی دست مردمی که غنی و فقیرشان از انبوهی باید ها ونباید های حکومتی کاسه ی صبرشان لبریز شده است انداخته اند. حذف رایانه ها در یک شرایط سالم زیست محیطی کاری است که نظر کارشناسی موافق آن است. خلوت کردن تهران با برنامه های دراز مدت و مشوق های کافی بدون ژست های آمرانه کار بدی نیست. کار آنجا بد می شود که یک دولت نتوانسته باشد اعتماد مردم را از هر حیث جلب کند، تعمدا آنها را در شرایط جنگی قرار داده باشد و در محاصره ی مشقت های اقتصادی ناشی از فساد اقتصادی چزانده باشد و تازه پس از این همه سوء مدیریت در صدد بر آمده است همزمان با نارضایتی ها و نگرانی ها، رایانه حذف کند و مردم را در صورت امتناع از ترک تهران به بازخرید و باز نشستگی و... تهدید کند. کدام ملت در جهان این همه انقلاب از بالا را در دراز مدت طاقت آورده که ملت ایران دومی اش باشد؟
آنچه به این دولت قدرت فائقه بخشیده بدون شک اراده ی رهبراست بر تفویض اختیارات به محمود احمدی نژاد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی نمی بینیم که رئیس جمهور در راس امور باشد. گیرم که مجلس هم در راس امور نباشد، رئیس جمهور در حد و اندازه ای نیست که مثلا به بهانه ی رفع اختلاف دولت و مجلس، اراده ی خود بر تغییر قانون اساسی را علنی کند. این رئیس جمهور قدر قدرت همان نیست که قانون اساسی پیش بینی کرده است، اما می تواند همان باشد که به صورت نوشته یا نانوشته فرامین رهبر رااجرائی می کند ورهبراز او خواسته است تا در جای یک واسطه خواسته های او را به صورت های گوناگون طرح و به خورد دیگر نیروهای حکومتی و مردم بدهد. به سخن دیگر او اراده های دیگری را نمایندگی و بلکه مدیریت می کند و با مهارت آن اراده ها را دهان به دهان می چرخاند تا جائی که نه فقط برای مردم عادی می شود، بلکه دیگر نیروهای درون حکومتی به تدریج زیر سلطه ی این سیاستهای فرسایشی خسته شده و چون کفه ی قدرت او را از حیث برخورداری از حمایت رهبر سنگین می بینند، رفته رفته به این نتیجه می رسند که اگر به صورت آبرومندانه با موضوع کنار نیایند از چرخه ی قدرت بیرون انداخته می شوند. محمود احمدی نژاد و اراده هائی که او را راه می برند و به او راه می دهند از این عقب نشینی های ناگزیرنیروهای درون حکومتی خبر دارند و به علاوه می دانند همه ی رقیبان سیاسی و درون حکومتی وی دارای چنان پیشینه های آسیب پذیری هستند که در یک لحظه می شود آن پیشینه ها را به تلنگری افشا کرد و قبای آنها را به قبای سران فتنه گره زد. لذا به نظر نمی رسد مردان درون حکومتی در جمهوری اسلامی که از سیاست های دولت کلافه شده اند در نهایت از عهده بر آمده و او را از تخت قدرت پائین بکشند. روسای مجلس، قوه قضائیه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگران آشکارا از این جنگ نابرابر به تنگ آمده اند و تا کنون بیشرین نیرو بر سر این گذاشته شده که رهبر را از عاقبت کار بترسانند و پشت احمدی نژاد را خالی کنند. این سیاست بد جوری به سنگ خورده و به نظر می رسد به طور کلی احمدی نژاد در جیب خود قانون اساسی دیگری دارد که همین قانون اساسی غیر دموکراتیک و مدار بسته هم در مقایسه با آن دموکراتیک ارزیابی می شود! و در نهایت اپوزیسیون دستجات اصلاح طلب درون کشور را با این مشغولیت ذهنی درگیر و سرگرم می کنند که آمال و آرزوشان به ناچار اجرای قانون اساسی موجود است و پیدا کردن راه فراری از قانون اساسی مورد استناد محمود احمدی نژاد که متن آن اجرا می شود بی آنکه انتشار یابد. سیاستی است شبیه سیاست خارجی که وقت کشی را به هر کار دیگری ترجیح می دهد و مردم و نیازهای آنها در این سیاست جائی و منزلتی ندارد.
سیاستگزاری در ایران از آن پیچیده تر شده که عقل رایج و متعارف تحلیلگران سیاسی بتواند از عهده اش برآید. این پیچیدگی  باز نمی شود، مگر زیر ضرب یک شوک که حاکمان امروز ایران شاید انتظارش را نداشته باشند. جنبش اعتراضی مردم 22 خرداد1388 برای حاکمان غیر منتظره بود. انقلاب هائی که محمود احمدی نژاد پیاپی پیش روی مردم می گذارد، پوسته ی سکوت زیر سرکوب را می شکند و غیر منتظره های دیگری روی صحنه می آید. با نامگزاری این غیر منتظره ها به "فتنه" و مانند آن چیزی از خطرات پیش روی حکومت کم نمی شود. شورش های کور هم به فرض سرکوب، حکومت را تضعیف می کند. از دوست دشمن ساختن در سیاست داخلی و خارجی، حکومت به جائی نمی رسد . فقط بسیار فرصتها را برای بهبود زندگی معیشتی و امنیت خاطر خود و مردم از دست داده است.
با وجود همه ی خطاهای سیاسی که جمهوری اسلامی به زیان رفاه و امنیت و حقوق شهروندان ایرانی مرتکب شده، اوضاع منطقه و جهان چنان است که حکومت ایران احساس قدرت می کند و خوش دل است به شکست سیاستهای غرب در منطقه و یقین دارد که غرب باری دیگر دست به اشتباهی دیگر در منطقه نمی زند. زهی خیال باطل. در این آینده نگری که سخت خوش بینانه است، جمهوری اسلامی به اندازه ای جاهلانه سرمایه گزاری می کند که پیداست برخلاف نمایش های سیاسی هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده و مطالعه ی تاریخ و خطاهای مکرر غرب در سراسر جهان را بر خود حرام کرده است. جمهوری اسلامی با این توهم که دارد غرب را زیر پای خود ذلیل می کند، مردم را زیر ضرب گرفته و با این ساده لوحی کودکانه به ستمگری ادامه می دهد که غرب از تاریخ درس گرفته و جمهوری اسلامی تا ابد در حاشیه ای امن می تواند بلوف بزند و از ایرانیان اسیر بگیرد. جوان و پیر را شکنجه بدهد، با اقاریر اخذ شده زیر فشار مستانه تبلیغات کند، مانورهای نظامی بدهد، منتقدان رادر جهان آواره کند، پول نفت را بذل و بخشش کند وتا ابدالآباد خال بر ردای قدرتش ننشیند.
ایکاش پیش از واقعه، آقایان تاریخ اشتباهات سیاسی غرب و شرق در جهان را ورق می زد ند و نگاه می کردند به خطاهای مکرر ابر قدرت ها ی شرق و غرب که بی پروا از خطاهای پیشین، جهان را پر آشوب ساخته اند. در این صورت زندانها را بر زندانیان عقیده می گشودند، با آنها به مذاکره می نشستند  وبه این باور و بلوغ سیاسی می رسیدند که دلیلی ندارد به خاطر چشم و ابروی آقای احمدی نژاد، غرب برای همیشه شمشیر خود را غلاف کند و باری دیگر دست به اشتباهی دیگر نزند و دلیلی ندارد که شرق در پی حفظ منافع ملی خود با غرب همداستان نشود و تمامیت ارضی ایران را هدف قرار ندهد. جنگ هشت ساله ی ایران و عراق به قدر کافی عبرت آموز نبود؟ دست شرق و غرب در آن در کار نبود؟ عبرت آموزی از تاریخ برای حفظ جان وخاک و امنیت ایرانیان تکلیف جمهوری اسلامی است. شگفتا که عبرت آموزی را به دیگران محول می کند و سرکوب را حق خود می داند.



موج واکنش ها به ترورهای دیروز تهران

پنجمین ترور دانشمندان هسته ای، در ابهام کامل

یک هفته پس از انتشار تازه ترین گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی و یک هفته مانده به آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای ایران با 5+1، صبح دیروز طی دو سوءقصد جداگانه دو تن از کارشناسان ارشد هسته ای ایران مورد هدف قرار گرفتند. در این دو حادثه تروریستی دکتر مجید شهریاری استاد فیزیک و مدیر یکی از پروژه های سازمان انرژی اتمی کشته شد و دکتر فریدون عباسی دانشمند ارشد وزارت دفاع و مرتبط با انستیتوی فیزیک کاربردی زخمی و راهی بیمارستان.
 در این دو سوء قصد همسران این دو کارشناس هسته ای نیز زخمی شدند. به این ترتیب شمار استادان و کارشناسان مرتبط با فعالیت های هسته ای کشور که در یک سال و نیم گذشته مورد سوء قصد قرار گرفته اند به پنج تن رسید
حسین ساجدی‌نیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، دیروز ساعتی پس از این سوءقصدها در جمع خبرنگاران اعلام کرد که دکتر مجید شهریاری، استاد فیزیک و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و همچنین محقق جمهوری اسلامی ایران در پروژه "سزامی"، صبح روز دوشنبه زمانی که به همراه راننده و همسرش به سمت دانشگاه در حرکت بود، در حوالی میدان ارتش در اثر انفجار بمب کشته شد.
او همچنین در خصوص سوء قصد به جان دکتر فریدون عباسی گفت: "دکتر فریدون عباسی، دیگر استاد دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی نیز صبح دوشنبه زمانی که به همراه همسرش در حال پارک خودروی خود در خیابان ولنجک در نزدیکی دانشگاه بود، مورد سوء قصد قرار گرفت، اما وی متوجه بمب‌گذاری شده و از محل حادثه فاصله گرفت و مجروح شد."
خبر این دو حادثه تروریستی که بلافاصله بازتاب گسترده ای در رسانه ای معتبر جهان داشت، واکنش های متفاوتی را در پی داشت.

توان هسته ای ایران را چند برابر می کنیم
محمد علی صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی در واکنش به دو حادثه مذکور خطاب به کسانی که به تعبیر وی دشمن و مخالفان برنامه هسته ای ایران هستند، گفت: "با آتش بازی نکنند، زیرا صبر ملت ایران هم حدی دارد و اگر کاسه صبر، لبریز شود، عاقبت بدی نصیب دشمنان خواهد شد."
وی سپس با لحنی تهدید آمیز، افزود: "دشمن، عزیزترین گل ما را از ما گرفت اما بداند که این ملت با استقامت، ایستادگی و هر آنچه در توان دارد، برای رفع مشکلات و رسیدن به آرزوهای خود تلاش.می کند. قول می دهیم که شهریاری های فراوانی تحویل ملت ایران دهیم و حرکت هسته ای ملت ایران را چند برابر می کنیم."
صالحی در سخنان خود بدون ذکر نام هیچ یک از کشورهایی که مخالف فعالیت های هسته ای ایران هستند و به تعبیر وی دشمن محسوب می شوند، با اشاره ای ضمنی به ادعاهای اخیر دیپلمات های غربی مبنی بر توقف روند غنی سازی به دلیل مشکلات فنی و همچنین تازه ترین گزارش آژانس بین المللی که صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را تائید نکرده، افزود: "دشمنان بدانند تیرشان به سنگ خورده است و عاقبت بدی منتظر آنهاست.در راه شهید شهریاری هیچ خللی وارد نخواهد شد و قول می دهیم این راه را با قدرت و تلاش بیشتری ادامه دهیم."

احمدی نژاد: به این پرونده رسیدگی می کنیم
محمود احمد نژاد نیز بعد از ظهر دیروز در نشستی خبری، در واکنش به ترور این دو کارشناس هسته ای ابتدا امریکا و اسرائل را متهم به دست داشتن در این ترورها، کرد و سپس گفت: "دولت‌های غربی و رژيم صهيونيستی در ترور 2 استاد دانشگاه كشورمان دست دارند و از مسئولان امنيتی می خواهم هرچه سريعتر عوامل را شناسایی و معرفی كنند."
احمدی نژاد در ادامه با اشاره ای تلویحی به ادبیات و ادعاهای اخیر دیپلمات های غربی افزود: واژه‌هايی كه آنان به كار می برند و می گويند بايد وارد بحث امنيتی شويم معنايش اين اتفاقات است كه البته آن‌ها اشتباه می كنند چرا كه نمی توانند ملت ايران را متوقف كنند و همه اين‌ها به حساب آن‌ها نوشته می شود و به زودی به اين پرونده رسيدگی خواهد شد.
خبرگزاری دولتی ایرنا نیز در این رابطه نوشت: "دشمنان ملت ايران كه از پروژه تحريم و فشار نااميد شده اند، بار ديگر در آستانه ادامه مذاكرات گروه 1+5 با ايران، اقدامات كورتروريستي را در دستور كار خود قرار داده اند تا بتوانند بر سر ميز مذاكره خواسته هاي نامشروع و ظالمانه خود را بر ملت ايران تحميل كنند."
این واکنش ها که تاکنون صدها بار از سوی مقامات جمهوری اسلامی به دنبال هر تروری رخ داده، نشان می دهد که هیچ اثری از عاملان و هیچ نشانه ای از تشکیلاتی که می تواند چنین ترور هائی را سامان دهد پیدا نشده است و به گفته یک کارشناس مسائل سیاسی گمان نمی رود این بار نیز وعده ها برای رسیدگی و یافتن عاملان به جائی برسد.

ماشه ترورهای تهران، در ژنو چکانده شد!
منابع خبری وابسته به دولت روز گذشته واکنش های متفاوت مقامات و مسئولان دولتی و همچنین تحلیل گرانی را منتشر کردند. برخی از این واکنش ها متفاوت است.
خبرگزاری فارس با انتشار یادداشتی به قلم یکی از تحلیل گران هوادار دولت نوشته است: "به نظر می آيد ترورهای روز دوشنبه 9 آذر ماه در تهران - كه بايد مراقب بود تا تكرار نشود- به احتمال خيلی زياد ارتباط مستقيم با مذاكرات هسته‌ای 14 آذر ماه سوئيس دارد در واقع اين جنايت برای آن صورت گرفته است كه ايران در پای ميز مذاكره نتواند روی ضعف‌هاي فراوان و برجسته امنيتی كشورهاي غربی در افغانستان و عراق تكيه كند و با استفاده از ادبيات مشابه، از آنان بخواهد مواضع و صدای خود را در برابر اقتدار ايران تنزل دهند و با لحن متعهدانه‌ای وارد مذاكره شوند اين البته برای «مستكبران» تلخ و غير قابل تحمل است."
نویسنده این یادداشت با بر شمردن دلایل مختلفی در خصوص اتفاقات اخیر در داخل ایران و در خاورمیانه نتیجه گیره کرده: "ماشه‌ ی «ترور در تهران» در سوئيس چكانده شده و عاملان آن نه چند عنصر وابسته به يك گروهك تروريستی بلكه «ناتو» و سران غربی 1+5 هستند.  از اين رو در جريان مباحث ميان ايران و غرب، اين اولين مواضعه و مطالبه ما بايد باشد. پر واضح است كه آمريكا، فرانسه و انگليس براي رد گم كردن حتما اين ترورها را محكوم می نمايند اما در شرايطی كه آنان سازمان مدعی ترور را رسما در حمايت خود قرار داده و مانع اعمال حاكميت عراق بر پرونده منافقين هستند، اين محكوم كردن منافقانه و غير قابل قبول است."

پروژه "سزامی" و حضور اسرائیل
مجید شهریاری کارشناس هسته ای که دیروز ترور شد، نیز همانند دکتر علیمحمدی و چهار کارشناس دیگر به نام های بابک شاکری، جواد رحیقی، رضا منصوری، و دکتر جلالی نماینده ایران یونسکو، عضو پروژه سزامی بود که اسرائیل نیز در این پروژه همکاری دارد.
طرح سزامی (مركز تابش سينكروترون برای تحقيقات و علوم كاربردی در خاورميانه) مربوط به بهره‌برداری از يك دستگاه سينكروترون در منطقه است که قرار است با همکاری کشورهای منطقه در کشور اردن راه اندازی شود.سينكروترون، دستگاهی است كه دارای كاربردهای مختلفی در تحقيقات علوم بنيادی، فن‌آوری نانو، زيست‌فن‌آوری، باستان‌شناسی، علم ساختارشناسی، مهندسی مواد، محيط زيست، تهيه داروهای نوين و پزشكی است.
با کشته شدن مجید شهریاری، شمار کارشناسان قربانی شده فعالیت های هسته ای پس از انتخابات بحث برانگیزه سال گذشته به چهار تن رسید.
دی ماه سال گذشته دکتر علی محمدی یکی از برجسته ترین دانشمندان هسته ای با انفجار بمبی کارگذاشته شده در اتومبیل اش کشته شد. مقامات دولتی ترور این دانشمند هسته ای را به عوامل امریکا و اسرائل نسبت دادند. و این در حالی بود که این استاد هسته ای از طرفداران میرحسین موسوی و جنبش سبز بود. به نوشته برخی منابع هوادار جنبش سبز وی نیز همانند بسیار دیگر از اساتید برجسته دانشگاهی از معترضان به نتیج انتخابات بود و امضای او در پای نامه حمایت گروهی از استادان دانشگاه از نامزدی میرحسین موسوی دیده می شد و برخی دانشجویان او، در وبلاگ ها و شبکه‌های اجتماعی نوشتند که او سرسختانه از جنبش اعتراضی ایران حمایت می کرد.
چند ماه پس از ترور دکتر علیمحمدی، "احمد معتمدی" عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و وزیر ارتباطات دولت اصلاحات نیز در سیزدهم اردیبهشت ماه، در دانشگاه مورد حمله فردی مهاجم قرار گرفت و با ضربات چاقو از پایی درآمد. در این مورد هم رسانه ها و مقامات دولتی انگیزه این حادثه را کینه های شخصی اعلام کردند و به پرونده هرگز آن گونه که باید و شاید است رسیدگی نشد.
در ادامه این ترور ها شهریور ماه نیز یکی دیگر از اساتید دانشگاه به ضرب گلوله یک موتور سوار کشته شد. در این مورد نیز رسانه ها و مقامات دولتی نه اطلاع رسانی شفافی داشتند و نه پیگیریهای مشخصی در حالی که حتی وزیر بهداشت رسما درخواست پیگیری کرده بود.



مقاله فايننشيال تايمز درباره دامنه سؤ ظن مسلمانا ن به هم

اعراب و ایران هراسی

آندرو انگلند
اسناد ديپلماتيک آمريکايی که ویکی لیکس  افشا کرد، عمق سوء ظن و هراس اعراب  نسبت به برنامه تسليحات هسته ای ايران نشان می دهد. از عربستان سعودی گرفته تا اردن و بحرين. اين مقامات خواستار توقف برنامه هسته ای ایران  با هر ابزار ممکن، و از جمله استفاده از گزينه نظامی، شده بودند.
در اين اسناد آمده است که ملک عبدالله پادشاه عربستان به دفعات از ايالات متحده خواسته که به جمهوری اسلامی حمله کند و تأسيسات  هسته ای اين کشور را منهدم کند. وی هشدار داده است که در صورت دستيابی ايران به تسليحات هسته ای، «کشورهای ديگر منطقه نيز راه مشابهی را طی خواهند کرد.»
اکنون که برای اولين بار در وب سايت ويکيليکس فاش شده که کره شمالی موشک های پيشرفته قابل دسترسی به اروپا را در اختيار ايران قرار داده است، زنگ خطر برای کشورهای عربی، خصوصاً سه کشور عربستان سعودی، بحرين و امارات متحده عربی در حاشيه خليج فارس، به صدا در آمده است.
هرچند اسناد منتشر شده دست کشورهای عربی را رو می کند و شکاف بی اعتمادی آنها با تهران را عميق تر می کند، اما در منطقه ای که رويکرد سياسی رهبران در خفا از تنوع زيادی برخوردار است، شنيدن اين اخبار غافلگير کننده نيست.
حاکمان عرب از ابراز نظر علنی در خصوص ايران خويشتنداری کرده اند. علت آن هم می تواند آگاهی از اين نکته باشد که هرگونه اقدام نظامی از سوی اسرائيل صورت خواهد گرفت و اين کشور، دشمن قديمی اعراب و تنها کشور صاحب زرادخانه هسته ای در خاورميانه است.
اسناد منتشر شده بر گمانه زنی ها در خصوص  حمله اسرائيل به تأسيسات هسته ای ايران دامن زده است. بر اساس اطلاعات اين اسناد، ايهود باراک وزير دفاع اسرائيل در سال 2009 هشدار داده است که دنيا برای رفع و رجوع برنامه هسته ای ايران بين 6  تا 18 ماه فرصت دارد.
حامد بن عيسی آل خليفه پادشاه بحرين نيز به يک ديپلمات آمريکايی گفته است خطر ادامه برنامه هسته ای ايران، «از خطر متوقف کردن آن کشور بيشتر است» و با صراحت از لزوم استفاده «از هرگونه ابزار ممکن» سخن گفته است.
در عين حال به گزارش نشريه نيويورک تايمز و بر اساس مرور  اسناد منتشر شده، سفير عربستان در واشنگتن نيز در آوريل 2008 درگفتگو با ژنرال ديويد پتراوس رئيس ستاد مشترک ارتش ايالات متحده، « درخواست های مکرر ملک عبدالله از آمريکا برای حمله به ايران» را مطرح کرده است.
کشورهای عربی از عزم ايران غير عربی برای گسترش نفوذ خود در خاورميانه و خصوصاً در عراق پس از اشغال و نيز لبنان به ستوه آمده اند. آنها نگران هستند که يک ايران هسته ای، آن هم در زمانی که قدرت ايالات متحده رو به افول گذاشته، تبديل به ابرقدرت بلا منازع منطقه ای شود.
بر اساس گزارش منتشر شده در نشريه گاردين، «رهبران امارات متحده عربی، ايران را به عنوان تهديد اصلی عليه موجوديت خويش درنظر می گيرند و اين تهديد را از نوع ماهوی قلمداد می کنند.» آنها تصور می کنند ايران مجهز به سلاح هسته ای سرانجام سبب به راه افتادن مسابقه تسليحاتی در منطقه خواهد شد.
شيخ محمد بن زايد آل نهيان وليعهد ابوظبی از بلندپروازی های ايران برای «استيلای منطقه ای از طريق گروه های تروريستی و احتمالاً سازمان های زيرزمينی مستقر در کشورهای عربی» ابراز نگرانی کرده است.
ظرف سال های اخير، برخی از کشورهای عربی از جمله امارات متحده، عربستان، اردن و مصر از قصد خود برای توسعه دانش فنی هسته ای سخن گفته اند. آنها نيز نظير ايران اصرار دارند برنامه هايشان صلح جويانه خواهد بود اما تحليلگران می گويند توسعه چنين برنامه هايی به منزله ارسال پيام برای ايران است.
کشورهای عربی خليج فارس به تجهيز نظامی بی سابقه ای در دوران صلح دست زده اند و با سفارش تسليحاتی به ارزش 123 ميليارد دلار به آمريکا، در صدد برقراری توازن با قدرت نظامی ايران برآمده اند.
در اسناد منتشر شده از قول شيخ محمد از ابوظبی درباره محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران آمده است: «من فکر می کنم اين مرد ما را وارد جنگ خواهد کرد... فقط زمانش نامشخص است.»
ضمناً از زبان  زايد رفيعی روزنامه نگار مصری در گفتگو با يک مقام آمريکايی نيز آمده است که: «ايران را بمباران کنيد و يا با ايران مجهز به بمب کنار بياييد. تحريم و تشويق و تنبيه فایده ای  ندارد.»
منبع: فايننشيال تايمز- 28 نوامبر



یک هواپیماربایی و چند روایت

تبلیغ اقتدار از یک ماجرای کوچک

روانی یا ضد انقلابی؟ این سوالی است که از وقتی که هواپیمای 517 پرواز دمشق تهران به زمین نشست ومسئولین مربوطه به اظهارنظر پرداختند به وجود آمده است. سازمان هواپیمایی کشور فرد مدعی ربایندگی را "روانی "میداند. اماسپاه ومهم ترین نهادنظامی کشور این فرد را منافق وضد انقلاب وعامل اسراییل وآمریکا وحتی اتحادیه اروپا برمی شمرد واین ابهام دامنه وسیعی می گیرد که بالاخره با چه کسی رو به رو هستیم. به خصوص اینکه مساله به سفر سعد حریری به ایران گره می خورد
مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران می گوید اسراییل در هواپیماربایی اخیر دست داشته است.چرا که به گفته وی "سفر اخیر رئیس «جمهور» به لبنان که موجب ناکامی رژیم صهیونیستی در منطقه شد و سفر نخست وزیر لبنان به کشورمان که از روز گذشته آغاز شده است، مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکایی به دنبال ایجاد یک فضاسازی رسانه‌ای توسط منافقین بودند تا از این طریق بتوانند این دو سفر را تحت الشعاع قرار دهند."
به گزارش فارس شریف رمضانی با اشاره به موضوع هواپیماربایی اخیر با تأکید بر اینکه امروزه دیگر موضوع هواپیماربایی در دنیا یک موضوع نامطلوب و ناکارآمد محسوب می‌شود، گفت:‌ "از آنجایی که این اقدام یک عمل تروریستی مشهود است کمتر کسی این ریسک را می‌پذیرد که دست به چنین اقدامی بزند مگر آنکه منافع بزرگی را مدنظر داشته باشد.وچون اسراییل پس از سفر احمدی نژاد به لبنان و با افشاگری‌های حزب‌الله لبنان ناکام ماند، قصد داشت تا با استفاده از عوامل مزدور خود در جریان ماجرای هواپیماربایی اخیر، یک فضاسازی رسانه‌ای علیه کشورمان ایجاد کند."

اسراییل یا منافقین؟یا هردو؟
سردار رمضانی درادامه یک گروه دیگر را هم مسئول برشمرد وی ابراز داشت: "این اقدام در حالی از سوی "منافقین" صورت گرفت که اتحادیه اروپا به دنبال آن است تا نام این گروهک تروریستی را از لیست سیاه خود خارج کند."
از نظر این سردار: "از دی ماه سال 1363 که مسئولیت امنیت پرواز بر عهده سپاه پاسداران قرار گرفت، علیرغم بیش از 130 مورد اقدام به هواپیماربایی که چندین مورد آن به صورت کاملا حرفه‌ای و ویژه صورت گرفت، اما هیچگاه هواپیماربایان موفق به دستیابی به اهداف و نیات خود نشدند."
در خصوص این هواپیما ربایی پیش از این سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده بود که در آخرین ساعات جمعه شب گذشته و طی پرواز شماره 517 شرکت هواپیمایی ایران‌ایر در مسیر تهران- دمشق، فردی با هویت مشخص و از عناصر وابسته به ضد انقلاب با ایجاد رعب و وحشت درون پرواز و در بین مسافرین با ادعای بمب‌گذاری و انجام مقدمات اولیه قصد ربایش این هواپیما به مقصد مورد نظر را داشت که با تدبیر و اقدام به موقع گارد امنیت پرواز این اقدام فرد مذکور ناکام ماند.

ادعای واهی یا اقدامی ضد انقلابی؟
سخنگوی شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی در گفتگو با مهر گفت: "هواپیمای ایرباس شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) به شماره پرواز 517 که دیروز تهران را به مقصد دمشق ترک کرده بود، در نزدیکی شهر دمشق با ادعای واهی یکی از مسافران مبنی بر اینکه بمبی در اختیار دارد و این هواپیما باید در کشور دیگری به زمین بنشیند، مواجه شد".
وی افزود: "پس از مطرح شدن این ادعا، امنیت پرواز وارد عمل شده و موضوع را با خلبان درمیان می گذارد. خلبان نیز به سرعت از برج مراقبت فرودگاه دمشق خواستار فرود می‌شود."

نوش آبادی توضیح داد: "در همین حین، امنیت پرواز با فرد مورد نظر وارد مذاکره و پس از فرود هواپیما، مشخص می‌شود که ادعاهای این فرد واهی بوده است." به این ترتیب عملیات پیروزمندانه ای در کارن بوده و تدبیر و اقدام به موقع در حد گفتگو بوده است.
سخنگوی شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا این فرد سلاح سرد و گرم نیز به همراه خود داشته است، گفت: "براساس گزارشهای رسیده، این فرد هیچ چیزی دراختیارش نبوده و ظاهرا این اقدام به دلیل مشکل روانی وی انجام شده است."
وی در پایان اظهارداشت: پس از پایان این ماجرا، فرد مورد نظر در فرودگاه دمشق توسط مراجع ذی صلاح دستگیر می‌شود، ضمن اینکه در این ماجرا هیچ آسیبی به مسافران پرواز 517 وارد نشد.
 این دو اظهار نظر متفاوت از نظرگزارشگر رادیو فردا وبی بی سی اینگونه تعبیر شد: "به دنبال انتشار گزارش‌هایى درباره خنثى شدن یک مورد تلاش براى هواپیماربایى در مسیر تهران - دمشق، در حالى که شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى این اقدام را به «فردى با وضعیت روانى نامناسب» نسبت داده، سپاه پاسداران می‌گوید، «هواپیماربا از عناصر ضد انقلاب و با هویت مشخص» بوده است."

باز هم اغراق 130 مورد؟
 از منظر دیگر این گفته روابط عمومی سپاه که از اول انقلاب 130مورد هواپیما ربایی راسپاه خنثی کرده است درحالی بیان میشود که هیچ آمار ومستندی در این خصوص ارائه نمی شود. اما بهروزمدرسی کارشناس پرواز وخلبان بازنشسته در سایت شخصی خود موارد اقدام به هواپیماربایی درخطوط مسافربری را از اول انقلاب تاکنون  19 مورد برشمرده است.
وی درسایتش در خصو ص علل شکل گیری گاردویژه پرواز نوشته است: "بعد از فرار بني صدر از درون پايگاه هوايي مهرآباد كه با همكاري نيروهاي آموزش و سازمان ديده «گروهك منافقين» صورت پذيرفت. اهميت تشكيل گارد ويژه براي حفاظت و تآمين امنيت پروازهاي لجستيك نيروي هوايي احساس شد. به همين منظور از پرسنل گروه ضربت (نیروی هوایی) كه بعد از شكل گيري انقلاب اسلامي در پايگاه هاي نظامي به وجود آمده بود استفاده نمودند. و پس از آموزش هاي ابتدايي آن ها رو مسلح و با لباس شخصي روانه پروازهاي روزانه نمودند. اما متآسفانه ساختار مديريتي آن با كمي اشكال مواجه بود. به اين صورت كه اين برادران به جاي اين كه به صورت مخفي همراه با مسافران سوار هواپيما بشوند. اغلب مشاهده مي شد بعد از سوار شدن مسافران با ريخت و شمايل كاملآ مشخص در حالي كه بر آمدگي سلاح آن ها از زير پيراهن معلوم بود، داخل هواپيما مي شدند". وی همچنین به شکل گیری یگان حفاظت پرواز توسط سپاه اشاره میکند "درخطوط پروازهای عمومی ومسافری سپاه پاسداران با آموزش عده اي از نیروهای سپاه «يگان حفاظت هواپيمايي» رو به وجود آورد. اما اين كار هم در ابتدا با مشكل مديريتي مواحه بود! به اين صورت كه هريك از شركت هاي هواپيمايي مستقلآ براي خود گارد ويژه مخصوص خودش رو داشت! واين امر مسلمآ نمي توانست تضمين دهنده كامل ايمني در پرواز ها باشد. چون همان طور كه گفتم هم حجم پروازها نسبت به پرواز هاي ارتش بالا بود. و هم تعداد مسافر ها با آن قابل قياس نبودند. اين كار يك مديريت واحدي رو مي طلبيد كه با سازماندهي و آموزش كليه پروازها رو پوشش كامل بدهد. كه الحمدالله اين مشكل رفع شد. و از سال ۱۳۸۲به بعد تمام افراد اين واحد امنيتي به صورت مجموعه اي مستقل شكل گرفت".



تحليل گاردين از اسناد ویکی لیکس

دنيای متفاوت با ايران هسته ای

سايمون تيسدال
رابرت گيتس، وزير دفاع کهنه کار آمریکا و رئيس سابق سازمان سيا، در فوريه سال جاری و در دفتر فرانکو فراتينی وزير خارجه ايتاليا درباره پيامدهای هولناک به راه افتادن جنگ در دوران معاصر هشدار می داد.
او گفت: «اگر ظرف چند ماه آينده پيشرفتی حاصل نشود، خطر اشاعه جنگ افزار هسته ای در خاورميانه، احتمال حمله اسرائيل و يا هر دوی اين رويدادها وجود خواهد داشت.» وی افزود اگر اجازه توسعه تسليحات هسته ای به ايران داده شود، آمريکا و متحدانش ظرف چهار تا پنج سال آينده با «دنيای متفاوتی» روبرو خواهند شد.
آنچنان که هزاران سند محرمانه افشا شده از وزارت خارجه آمريکا نشان می دهد، ديدار گيتس بخشی از تمهيدات خستگی ناپذير و حساب شده مقامات دولت آمريکا، ديپلمات ها و افسران نظامی برای مهار بلندپروازی های هسته ای ايران و توقف توسعه نفوذ اين کشور در خاورميانه بوده است.
ايران به عنوان کشوری که تحت نظارت حرفه ای «ديده بانان» ويژه در کشورهای دیگر است، هدف جمع آوری اطلاعات الکترونيک، سايبری و منابع انسانی قرار گرفته؛ در نتيجه برنامه های سری آن کشور از درون بی ثبات شده و به کمک ابزارهای ديپلماتيک و سياسی در انزوا قرار گرفته است و بيش از هر کشوری بر روی کره زمين هدف انجام تحقيقات و در زير ذره بين بوده است.
اما آنطور که اسناد محرمانه نشان می دهد، ايران در حال مقابله به مثل است. بر اساس ابراز نظر يک ديپلمات منطقه ای، جنگ ميان ايران و آمريکا برای کسب موضع برتر در خاورميانه از آذربايجان گرفته تا خليج فارس، بزرگترين رقابت برای استيلا در دنيای مدرن محسوب می شود.
ديدگاه واشنگتن تحت الشعاع سه مسأله اساسی است: اول اينکه ايران در حال توسعه تسليحات هسته ای و تطابق سيستم های موشکی با آن است. دوم اينکه در پی کسب استيلای منطقه ای در عراق، خليج فارس و در سراسر گستره خاورميانه است. سوم اينکه رهبری اين کشور خطر آشکار و فوری برای اسرائيل به  شمار می آید.
اين اسناد ساير جنبه های رويکرد آمريکا را نيز به نمايش می گذارد. آشکار است که مقامات آمريکايی از واداشتن و بازی با کشورهای ديگر برای قبول سياست هايشان سرباز نمی زنند. ضمناً واضح است که در اختيار نداشتن يک سفارتخانه در تهران و با در نظر گرفتن حضور محدود آمريکايی ها در خاک ايران، دستيابی به اطلاعات دست اول در خصوص اين کشور امر دشواری است.
گيتس در گفتگو با فراتينی در صدد تأکيد بر جديت تهديد عمومی از سوی ايران بود.
در اسناد آمده است: «وزير دفاع آمريکا تأکيد کرد که قطعنامه شورای امنيت حائز اهميت است زيرا دورنمای حقوقی برای وضع تحريم های سخت تر را از سوی اتحاديه اروپا و ساير کشورها را فراهم می سازد. وی بر لزوم اتخاذ تدابير فوری تأکيد کرده است.» پس از آن بود که گيتس در خصوص خطر اشاعه جنگ افزار هسته ای در خاورميانه و تغيير دائمی نظام جهانی هشدار می دهد.
يکی از صريح ترين نمونه ها از رويکرد آمريکا برای مهار و منزوی ساختن ايران در نامه مورخ دسامبر 2008 جان نگروپونته معاون وزير خارجه اين کشور به سرژ سرکيسيان، رئيس جمهور ارمنستان مشاهده می شود که در آن، نسبت به انتقال يک محموله تسليحاتی به ايران از طريق خاک ارمنستان ابراز نگرانی شده است.
شروع اين نامه حال و هوايی تهديد آميزی دارد: «ما به روابط مثبت خودمان با دولت شما اهميت می دهيم زيرا منافع مشترک فراوانی در آن می بينيم. در عين حال،  از يک مورد جدی و در واقع مرگبار صادرات مجدد تسليحاتی نگران هستيم.» سپس وی به «ابراز نگرانی عميق واشنگتن از انتقال تسليحات به ايران از سوی ارمنستان اشاره می کند که کشته و زخمی شدن سربازان آمريکايی در عراق را به دنبال دارد.» وی سپس چماق بزرگ را نشان می دهد و نسبت به احتمال وضع تحريم و قطع کمک های آمريکا هشدار می دهد و از سرکيسيان می خواهد پا را به عقب بگذارد، به فروش تسليحات اعتراف کند و با انجام اموری نظير «سرکشی بدون اعلام قبلی از سوی کارشناسان آمريکايی» برای حصول اطمينان از همکاری اين کشور موافقت کند. 
مقامات آمريکايی در جريان ديدار با متحدان غربی خود اغلب با درهای گشوده روبرو می شدند. فيل گوردون مشاور وزير خارجه آمريکا در ديدار سپتامبر 2009 از پاريس با اين ابراز نظر ژان ديويد لويت مشاور ارشد سياسی سارکوزی روبرو می شود که پاسخ ايران به پيشنهاد گفتگوی اوباما به اين کشور، «مضحک» بوده است.
بر اساس اسناد منتشر شده، لويت ادامه می دهد: «رژيم فعلی ايران يک حکومت کاملاً فاشيستی است و اکنون زمان تصميم گيری درباره گام های بعدی رسيده است... رژيم ايران بايد درک کند تهديد علیه آن کشوراز سوی آسيب های اقتصادی و نا آرامی های داخلی، به مراتب بيشتر از مذاکره با غرب است.»
لويت از اهميت جلب پشتيبانی چين و روسيه سخن می گويد و در عمل نيز در همين راستا تلاش می کند. «لويت گفت وی به وزير خارجه چين اطلاع داده در صورتيکه تعلل کند تا يک حمله اسرائيلی صورت بگيرد، دنيا بايد با فاجعه بحران انرژی نيز دست و پنجه نرم کند.»
ضمناً در اين اسناد به نگرانی آمريکا از تلاش ايران برای نفوذ در عراق و تداخل با روند سياسی اين کشور، از جمله تلاش برای روی کار آوردن جناح های شيعه طرفدار تهران در انتخابات مارس 2009، اشاره شده است. عراقی های ساکن نجف، مرکز اسلام شيعه، از آن نگران هستند که خلاً قدرت حاصل از خروج آمريکا در سال آينده، با حضور ايران پر شود. 
مکاتبات سفارت آمريکا در عراق به روشنی خاطر نشان می کند برتری آمریکا در عراق در حال افول است. تمامی عمليات در داخل عراق بر اساس «موافقتنامه امنيتی 1 ژانويه 2009، می بايست با همکاری نيروهای امنيتی عراق صورت بگيردو هشدارهای يکجانبه قبلی ما در حال کم اهميت شدن هستند. همزمان با ادامه برنامه خروج نيروهای ائتلاف، ما تنها به دولت عراق دل بسته ايم تا فشار خود بر روی نيروهای قدس سپاه پاسداران ايران را حفظ کند.»   
کشمکش ديرين ايران و آمريکا برای نفوذ در خاورميانه هنوز فاصله زيادی تا پايان راه دارد و شايد بتوان گفت در حال شدت يافتن است. در ملاقات ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريکا با ترک ها در آنکارا در فوريه 2010، اين موضوع به خوبی مشهود بوده است. برنز اصرار داشت واشنگتن دستيابی به توافق از طريق مذاکره با ايران را ترجيح می دهد. وی سپس مانند گيتس از حربه احتمال حمله نظامی اسرائيل برای محکم کردن بنيان سخنان خود و مشوش ساختن ذهن ترک ها استفاده می کند.
«برنز از سنيرلی اوغلو معاون وزير خارجه ترکيه قوياً درخواست کرد از تلاش برای متقاعد ساختن دولت ايران در باره اشتباه بودن مسير حرکتش حمايت کند.  اوغلو نيز بر مخالفت دولت ترکيه با هسته ای شدن ايران تأکيد مجدد کرد و نسبت به عواقب يک حمله نظامی برای ترکيه از يکسو و خطر متحد شدن ايرانی ها در پشت رژيم و آسيب به مخالفان در نتيجه تشديد تحريم ها از سوی ديگر، ابراز نگرانی کرد.»
«برنز گفت کشورش از تبعات اقتصادی تحريم ها بر همسايگان ايران آگاهی دارد اما در عين حال به سنيرلی اوغلو خاطر نشان کرد منافع ترکيه در صورت استفاده اسرائيل از زور برای توقف برنامه تسليحات هسته ای ايران و يا تلاش مصر و عربستان برای دستيابی به زرادخانه هسته ای بيشتر لطمه خواهد خورد.» وی در عين حال گفت: «ما درها را برای تماس باز نگاه خواهيم داشت.»
به نظر می رسد برنز لااقل برای يک بار پيشرفتی داشته است.
«مجاب شدن سينيرلی اوغلوی بی تفاوت به همصدا شدن با آمريکا حائز اهميت است. وی تأييد کرد که کشورهای همسايه ايران، اين کشور را تهديدی رو به رشد ارزيابی می کنند. زنگ های خطر حتی در دمشق نيز به صدا درآمده است.»
منبع: گاردين- 28 نوامبر


تهدید ملیح مشاور نظامی رهبر

منتقدان ولی فقیه عاقبت بخیر می شوند؟

در حالی که طی یک سال و نیم گذشته بارها منصوبان آیت الله خامنه ای و برخی از چهره های جناح حاکم در اظهارات مختلف خود وی را نماینده خدا، جانشین امام زمان و فرزند رسول خدا خوانده اند روزگذشته رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و مشاور فعلی رهبر  نیز  وی را "یک ولی فقیه برحق" خوانده و تاکید کرد: "هرکسي که ‏در مقابل ولايت فقيه بايستد عاقبت به خير نمي شود."
رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی آیت الله خامنه ای که دیروز در همایش تجلیل از پیشکسوتان و بسیجیان سازمان ها و ادارات سخن می گفت، تصریح کرد: "ولايت فقيه در فلسفه حکومت شيعه که اسلام ناب محمدي است نيابت امام زمان است و ‏دستورات اسلام ‏در اين زمينه خيلي دستورات روشني است‏.‏ هرکسي که ‏در مقابل ولايت فقيه بايستد عاقبت به خير نمي شود، ولايت فقيه يک ولايت بر حق ‏است و هر که با حق ‏درآويزد حق او را زمين مي زند واين شوخي بردار نيست."
فرمانده سابق سپاه پاسداران همچنین "اطاعت، بندگي خدا، عشق به رسول خدا، ترك جهاد، خدمت به خلق خدا و تبعيت از ولايت را عاقبت ‏بخيری دانست" و البته اضافه کرد: "به گذشته نگاه کنيد به حال نيز نگاه کنيد آنهايي که مقابل امام ايستادند در اين کشور ما آيا ‏‏عاقبت بخير شدند؟ حضرت آقا هم اكنون 21سال است که همان مسير نوراني امام را با صلابت با قدرت و با آن حکمت و ‏دورانديشي و بردباري دنبال مي کنند.‏"
مشاور نظامی آیت الله خامنه ای البته توضیح بیشتری درباره عاقبت بخیر نشدن کسانی که در مقابل ولایت فقیه می ایستند، نداده است اما دریکسال و نیم گذشته برخی دیگر از فرماندهان سپاه پاسداران تا حدود زیادی این مفاهیم موجود در این "پیام ها" را روشن کرده اند.
چهار روز پیش از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یدالله جوانی رییس اداره سیاسی سپاه در مصاحبه ای با نشریه صبح صادق گفت که "احزاب و گروهها و اشخاصی که نظام سیاسی با ماهیت دینی و با محوریت ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارند در صدد انقلاب مخملی هستند" و البته در ادامه اضافه کرده بود که "سپاه پاسداران هرگونه تلاش برای انقلاب مخملی را در نطفه خفه خواهد کرد".
یدالله جوانی استفاده حامیان میرحسین موسوی از رنگ سبز را "نشانه ای از كلید خوردن پروژه انقلاب مخملی در انتخابات دهم" دانسته و تاکید کرده بود: "كسانی پشت صحنه این رنگ قرار دارند كه در پیشینه و سوابق خود، طراحی و اجرای سناریوی كوی دانشگاه در 18 تیر و تحصن در مجلس ششم را داشته و معتقد به پیروزی اصلاحات از طریق جنبش اجتماعی و كشاندن هواداران به خیابان ها هستند."
او همچنین در تعریف دقیق تر موضوع مورد اشاره اش افزوده بود: "البته برخی از این احزاب و گروه ها دارای سوابق اسلامی و انقلابی بوده و حتی بعضی از چهره های اصلی آن ها در گذشته در نظام جمهوری اسلامی دارای مسئولیت هم بوده اند، لكن با گذر زمان به دلایل مختلف از مسیر اصلی انقلاب و اسلام ناب محمدی فاصله گرفتند و اكنون مواضع و دیدگاه هایی متفاوت از قبل دارند."

بخواهند از تخت به زیر بکشند
محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران در شهریورماه سال گذشته طی اظهاراتی که در همایشی به نام "پیشکسوتان ایثار و شهادت" بسیاری از چهره های اصلاح طلب از جمله ؛ سیدمحمد خاتمی، آیت الله موسوی خویینی ها، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی، ابولفضل فاتح، مهدی هاشمی و در کل اصلاح طلبان را متهم کرد که قصد داشته اند رهبری را از تخت بزیر بکشند.
فرمانده سپاه پس از آن نیز بارها با اشاره به اعتراضات پس از انتخابات تکرار کرد که "دشمنان اسلام با شكل‌گيري يك كودتاي مخملين در اين برهه از زمان با هدف هتك حرمت اسلام، انقلاب، ولايت و ولايتمداري به ويژه شخص محترم ولي فقيه قصد نابودي نظام و كشور را داشته‌اند."
همزمان یدالله جوانی رییس اداره سیاسی سپاه نیز طی مقاله ای در صبح صادق مدعی ضد ولایت فقیه بودن میرحسین موسوی شدو نوشت که "میرحسین موسوی از ابتدای انقلاب تا به امروز رفتاری منافقانه داشته و در حالی که اعتقاد به نظام دینی و قانون اساسی و ولایت فقیه نداشته، طوری رفتار کرد که حتی توانست در یک مقطعی نخست وزیر گردد."
در آبان ماه سال گذشته نیز شخصی موسوم به "سردار مشفق" طی اظهاراتی با تکراراتهامات و اسامی مورد اشاره فرمانده کل سپاه احزاب اصلاح طلبی مانند مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام، مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران، همبستگی و مردمسالاری را به برنامه ریزی برای براندازی علیه جمهوری اسلامی و ولی فقیه متهم کرده و تاکید کرد: "ما (سپاه پاسداران)  با اطلاع از این مساله تلاش آنها(اصلاح طلبان) را مختل کردیم و نگذاشتیم ادامه بدهند."
حسین صفارهرندی وزیر برکنار شده ارشاد اسلامی و مشاور فعلی فرمانده سپاه نیز البته پس از مدتی به جمع سایر فرماندهان این نهاد نظامی در معرفی مخالفان ولایت فقیه پیوست و گفت: "کساني که در دوران پس از رحلت امام روي رهبري نظام تشکيک کرده بودند، امروز خود را لو داده‌اند که در زمان حضرت امام هم ولايت مطلقه فقيه را قبول نداشتند."
مشاور کنونی سپاه پاسدارن البته در ادامه با نام بردن از آیت الله هاشمی رفسنجانی اضافه کرده بود که "بنا به فرموده رهبری ما به آقای هاشمی نمی‌خواهیم اهانت کنیم، اما تحلیل قضایا را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی سال 83 مصاحبه‌ای با یک روزنامه پرتیراژ آمریکایی کرد که اگر پدر من این بار رئیس جمهور شود با تغییر قانون اساسی، اختیارات ولی‌فقیه را در حد ملکه انگلستان کاهش می‌دهد."
صفارهرندی که از ده ها سال قبل مشغول نوشتن مقالاتی بی ماخد در روزنامه کیهان بوده است، برای این ادعای خود هم منبعی ذکر نکرد. پیش از این چنین خبری هرگز منتشر نشده بود.

خودی ها هم !
البته پس از بازداشت های گسترده فعالان سیاسی و مطبوعاتی و لغو مجوز فعالیت دو حزب فراگیر اصلاح طلبان؛ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت ایران اسلامی و همچنین توقیف و محدودسازی رسانه های اصلاح طلب منصوبان آیت الله خامنه ای تعاریف تازه تری هم از مخالفان ولایت فقیه و معیارهای جدید در این باره ارایه کردند.
علی سعیدی نماینده آیت الله خامنه ای مردادماه سال جاری در این باره تصریح کرده بود: "روزی ناخدا كشتي حق امام خمینی بود و امروز هم ناخدای کشتی حضرت سید علی خامنه‌ای است. کسانی هستند که رهبری را قبول دارند‌، اما برای جلب نظر طرف مقابل موضع‌گیری نمی‌کنند و اين انتقاد برانگيز است."
البته کمی پیش از او علیرضا پناهیان، یکی از مشاوران رییس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها نیز طی یک سخنرانی در میان بسیجیان دانشگاه ها گفته بود: "آماده باشيد كه در آينده كساني به مبارزه با خط اصيل انقلاب و امام و رهبري به ميدان بيايند كه از گزاره‌ها و نمادهاي ديني استفاده كنند."
این روحانی حامی محمود احمدی نژاد در 13 تیرماه  امسال همچنین تاکید کرده بود که: "در آينده فتنه‌هايي صورت مي‌گيرد كه افرادي با ادبيات ديني و انقلابي به ميدان مي‌آيند و از منابع ديني سند مي‌آورند و به موضوعات مهم مي‌پردازند و تنها چيزي كه عامل نزاع است اين است كه اهم‌في‌الاهم نمي‌شود و فقط افرادي در صراط مستقيم باقي مي‌مانند كه در اين مسئله داراي تشخيص سالمي باشند."
و البته در اظهاراتی از این دست هفته گذشته نیز یدالله جوانی رییس اداره سیاسی سپاه مقداری دایره خودی هایی که می توانند در برابر نظام و ولایت فقیه بایستند را بزرگتر کرده در این باره گفت: "دشمن در جنگ نرم به دنبال مديريت چهار حوزه ادراكات، احساسات، تصميم‌گيري‌ها و در نهايت مديريت رفتارها و تغيير باورها و اعتقادات است. امروز اگر كسي ادعاي خط امامي بودن را دارد بايد چشمش به رهبري باشد.امروز در جنگ نرم دشمن به دنبال يارگيري از جبهه انقلاب براي قرار دادن در مقابل آن است."

رای مردم به جمهوری اسلامی بود نه نظام ولایت فقیه
این همه اظهارات فرماندهان سپاه پاسداران و منصوبان آیت الله خامنه ای در معرفی و اعلام معیار برای شناساندن مخالفان ولایت فقیه درحالی است که در هفته جاری سایت های اینترنتی متن کامل دفاعیه ابولفضل قدیانی یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را منتشر کردند که وی در این متن انتقادات شدیدی را به حکومت مستقر در ایران وارد کرده بود.
این عضو هیات موسس سازمان مجاهدین در بخشی از لایحه دفاعیه خود با اشاره به اصرار جناح حاکم بر ترویج و ترجیح "نظام ولایت فقیه" بر "جمهوری اسلامی" تصریح کرده بود: "تاریخ گواه است که آنچه به مردم عرضه شد و مردم نیز به آن رأی دادند نظام جمهوری اسلامی بود، نه نظام ولایت فقیه. بنابر این مطابق موازین حقوق اساسی، حتی اگر برای گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، مبنایی قانونی قائل باشیم و التزام بدان را شرط قانونمداری بیانگاریم، نباید آن را شامل بر نظام بدانیم و سایر اصول قانون اساسی و قوانین موضوعه را با آن تفسیر کنیم."
ابولفضل قدیانی همچنین اضافه کرده بود که "بنده همین‌جا به صراحت اعلام می‌کنم که در عین التزام به قانون اساسی، اساساً به نظریه‌ی ولایت فقیه معتقد نیستم. البته سابقه‌ی بنده نشان می‌دهد که سال‌ها مدافع نظریه ولایت فقیه بوده‌ام. دلیل این دفاع نیز جز این نبوده است که به جد گمان می‌کردم پیاده شدن این نظریه در جامعه آرمان‌های آزادی، عدالت، جمهوریت و اسلامیت را در سرزمین ما تحکیم می‌کند. اما تجربه ثابت کرد که این نظریه مستعد استبداد است و باعث هدم آن آرمان‌هاست."
او با نام بردن از بسیاری از چهره های دینی و بسیاری از مراجع بزرگ شیعه از جمله شیخ طوسی، شیخ مرتضی انصاری، آخوند خراسانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری، حاج آقا حسین بروجردی، آقا سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خویی، سید علی سیستانی، سید حسن مدرس و علامه طباطبایی یادآوری کرده بود که هیچ کدام از این اشخاص به  "ولایت فقیه" به عنوان یک ضرورت در دین اعتقاد نداشته اند.
قدیانی همچنین تاکید کرده بود: "بر اساس تصریح قانون اساسی، رهبری نسبت به وضعیت کشور مسئول است. چرا که طبق قانون اساسی، بیشترین اختیارات و قدرت از آن ایشان است و بدیهی است که هرکسی به اندازه‌ی اختیاراتی که دارد مسئول است. ایشان باید به ملت ایران درباره‌ی وضعیت کنونی ایران پاسخگو باشند... متأسفانه مکانیزمی وجود ندارد که از ایشان طلب توضیح کند. اگر چنین مکانیزمی وجود داشت اساساً کار به اینجا نمی‌کشید. متأسفانه باید گفت سی‌ سال بعد از انقلاب اسلامی، دوباره همان استبداد سابق در این کشور، در لباسی دیگر بازتولید شده است و باید اذعان کرد که انقلاب به یکی از مهمترین اهدافش که همانا ریشه‌کنی استبداد بود دست نیافته است."



بسیاری از مردم در ایران برای درمان سرطان سینه در مقابل دو راه حل قرار دارند. یا تسلیم به این بیماری شوند و راه درمان را پیش نگیرند و یا برای درمان سرطان همه زندگی خود را از دست بدهند. مرضیه وحیدی دستجردی وزیر بهداشت رژیم، روز دوشنبه 8 آبان گفت:«فقط یک نوع داروی سرطان سینه وارداتی برای بیمار 50 میلیون تومان هزینه بردار است». وی می گوید:«باید بدانیم که بسیاری مجبور می شوند که زندگی خود را بفروشند و برای خرید این دارو هزینه کنند.»
نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران پیش بینی می کند «اگر همزمان با اجرای قانون هدفمندی، یارانه سلامت خوب مدیریت نشود بیماریها پنهان می ماند و هزینه های درمان در 3 سال آینده سرسام آور خواهد شد به طوری که بیش از 4 درصد مردم به زیر خط سقوط می کنند.»
جایگاه بهداشت و درمان در تنظیم بودجه سال 89، نسبت به بودجه نهادهای وابسته به سپاه و نیز سپاه و بسیج، بر بی عدالتی در درمان و بهداشت گواهی می دهد.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی درگفتگویی با ایسنا به تاریخ 23 بهمن 88 می گوید، بودجه ای که برای وزارت بهداشت در نظر گرفته شده است از 30 درصد افزایش بودجه نسبت به سال قبل، تنها 6 درصد سهم وزارت بهداشت است.»
وی می گوید:«دولت 8 هزار میلیارد تومان بودجه برای وزارت بهداشت در نظر گرفته که بدون شک با توجه به 2000 میلیارد تومان کسری بودجه وزارت بهداشت و رشد ا6 درصدی بودجه، سرانه شش هزار و پانصد تومانی به زیر 4 هزار تومان خواهد آمد، بنابراین بیشتز از 70 درصد از هزینه های درمان دوباره به دوش مردم می افتد.»
در حالی که میلیاردها دلار صرف تهیه سلاح، سرکوب و صدور تروریسم و بنیادگرایی می شود، مردم باید با فلاکت و درماندگی با بیماری خود دست به گریبان باشند.



آیت الله خامنه ای
اسناد آمریکا اظهار می کند آیت الله خامنه ای از عقب نشینی شاه مقابل مخالفان درس عبرت گرفته است
بنا به اسناد محرمانه وزارت امور خارجه آمریکا که وب سایت ویکی لیکس منتشر کرده، واشنگتن جنبش سبز معترضان دولت ایران را توده ای از مردم با مطالبات گوناگون می داند که شاید سرکوب شود، ولی از بین نمی رود.
این اسناد همچنین اظهار می کند که آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، برای سرکوب مخالفان از توسل به خشونت ابایی ندارد، زیرا هر گونه سازش با آنها را نشانه ضعف می داند.
همه این اسناد را کارکنان بخش "دیده بان ایران" در سفارتهای آمریکا در کشورهای منطقه با هدف تشریح تحولات سیاسی ایران برای سیاستگذاران واشنگتن جهت تنظیم سیاستشان در قبال کشوری نوشته اند که بیش از سه دهه آمریکا را "شیطان بزرگ" می داند.
این کارکنان اکثرا به زبان فارسی تسلط دارند و تحلیلهای خود را بر اساس مشاهده و مطالعه رسانه های حامیان و مخالفان دولت و نیز گفتگو با دیپلماتهای کشورهای دارای روابط سیاسی با ایران و رابطهای ایرانی می نویسند که هر چند سخنانشان، بنا به این اسناد، مستقلا قابل تایید نیست، ولی بهرحال پنجره ای به روی جامعه بسته ایران می گشاید.
عموم این اسناد علاوه بر وزارت خارجه آمریکا، به شورای امنیت ملی کاخ سفید، سیا، دفتر مدیر اطلاعات ملی و ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا ارسال شده است.
تقلب در انتخابات
در میان اسنادی که سایت ویکی لیکس این هفته افشا کرده، عمده سندهای مربوط به ایران درباره سیاست خارجی این کشور، بخصوص در زمینه برنامه اتمی، است، ولی می توان چند سند را نیز یافت که به حوادث خونین پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸ می پردازد.
میز ایران کنسول آمریکا در دوبی در ژانویه امسال، یعنی یک ماه پس از سرکوب مرگبار معترضان در تظاهرات روز عاشورا، در سه گزارش محرمانه به بررسی ماهیت، رهبری، استراتژی، قدرت و چشم انداز جنبش سبز پرداخت. اما سایت ویکی لیکس فقط دو قسمت نخست آن را منتشر کرده است.
در گزارش اول، درباره ریشه اعتراضها آمده است که انتخابات در جمهوری اسلامی هرگز آزاد و منصفانه نبوده، ولی در رای گیری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ "یک تقلب نظام مند در شمارش آراء (اگر در واقع آراء حتی شمرده شده باشد) صورت گرفت تا احمدی نژاد در دور اول با رای بالا پیروز شود."
نویسنده این تحلیل سپس با طرح سوال "چرا تقلب؟" دو دلیل عمده را ذکر می کند: اول، "تمایل آیت الله خامنه ای به داشتن کنترلی واحد و یکپارچه بر هر سه قوه به منظور تقویت دست خود در مذاکرات احتمالی با غرب و آمریکا بر سر پرونده اتمی" و دوم، تمایل جناح تندرو و سودجوی سپاه پاسداران به "چهار سال دیگر".
این گزارش اظهار می کند که شنیده ها حاکی است که این جناح از سپاه آیت الله خامنه ای را قانع کرده بود که می توان نتیجه انتخابات را با حداقل واکنش منفی مردم دستکاری کرد.
سرکوب معترضان
اما بر خلاف این پیش بینی صدها هزار نفر با شعار "رای من کجاست؟" به خیابانها ریختند.
تحلیلگر وزارت امور خارجه آمریکا عقیده دارد که درخواست آیت الله خامنه ای از معترضان برای پایان دادن به "اردوکشی خیابانی" در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ اولین گام در مسیر طولانی سرکوب بود و بدین ترتیب رهبر ایران "وجهه فراجناحی خود را که با دقت پرورش داده بود، کنار انداخت."
نویسنده در بخش دوم گزارش خود استدلال می کند که رهبر جمهوری اسلامی بر اساس ایدئولوژی و تجربه شخصی، سازش تحت فشار را با ضعف برابر می داند.
این مقام وزارت امور خارجه آمریکا می نویسد: "گفته می شود آیت الله خامنه ای یقین دارد اشتباه مهلک شاه و دلیل پیروزی انقلاب این بود که شاه عقب نشست و بعلاوه او باور دارد که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز به همین دلیل بود."
این سند رسمی آمریکا پاسخ حکومت ایران به اعتراضهای پس از انتخابات را سریع ارزیابی کرده و اعلام می کند که در کنار برگزاری "دادگاه های نمایشی به سبک استالین"، آیت الله خامنه ای به سرعت چهره های کلیدی مانند علی لاریجانی، رییس مجلس، محسن رضایی، نامزد شکست خورده انتخابات و محمد باقر قالیباف، شهردار تهران را که "همگی مخالف احمدی نژاد بودند و از رفتن او خشنود می شدند"، پشت سر خود بسیج کرد.
تاثیر خشونت
نویسنده این گزارش عقیده دارد که تمایل حکومت ایران برای توسل به زور علیه ملت خودش "یقینا محدودیت دارد"، ولی هیچ نشانه ای از نزدیک بودن آن حد دیده نمی شود.
او با استناد به سخنان یک مقام پیشین سپاه پاسداران نوشته است: "سپاه می خواهد از کشتار بیش از چند ده معترض در هر مکان در یک روز خاص پرهیز کند، تا حدودی برای اجتناب از تکرار جمعه سیاه در هفدهم شهریور ۱۳۵۷. قتل خواهر زاده موسوی در روز عاشورا و بعلاوه حادثه هفتم ژانویه (هفدهم دی) که به نظر می رسید مقامهای امنیتی ترتیبی داده بودند تا به خودروی حامل کروبی (در قزوین) تیراندازی شود، حاکی از نیت حکومت برای تنظیم سطح خشونتش به منظور ارعاب مخالفان و رهبری آن است."
در نتیجه این سرکوب، از شمار معترضان در خیابانها کاسته شد، ولی بنا به این سند وزارت امور خارجه آمریکا، "آنهایی که در خیابانها ماندند، تندرو شدند و دستکم بخشی از خصومت مخالفان از احمدی نژاد متوجه آیت الله خامنه ای شد: شعار بارز جدید معترضان دیگر رای من کجاست؟ نیست، بلکه مرگ بر دیکتاتور (یعنی آیت الله خامنه ای) است."
نویسنده این گزارش ادامه می دهد که در کنار این گروه تندرو، اکثر هواداران جنبش سبز "گروهی بزرگتر و نسبتا منفعل" را تشکیل می دهند که در غیاب استراتژی روشن رهبران خود و سرکوب بیرحمانه نیروهای امنیتی سکوت را برگزیده اند. "اما شاید به این جنبش بازگردند، به شرط آن که چشم اندازهای پیروزی، هر گونه که تبیین شود، در نظرشان از چشم انداز ضربات باتوم بسیجیان واقع بینانه تر باشد."
رهبری معترضان
این سند همچنین به تجزیه و تحلیل شیوه رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخته و اظهار می کند: "شنیده ها حاکی است که رهبران جنبش سبز، بخصوص موسوی، از ابتدا ساختاری افقی، پراکنده و نامتمرکز را به الگوی رهبری از بالا به پایین ترجیح داده اند. در واقع بخشی از پایداری جنبش سبز از همین ماهیت پراکنده و نامتمرکز آن نشات می گیرد و همین مایه دلسردی حکومتی شده که ابزار اصلی اش برای فرونشاندن نارضایتی، شناسایی و نابودی رهبری مخالفان بوده است."
البته این تحلیلگر وزارت امور خارجه آمریکا این ساختار رهبری را بی عیب نمی داند و وفاداری آقایان موسوی، کروبی و محمد خاتمی، به حفظ قانون اساسی جمهوری اسلامی را مایه نارضایتی عناصر تندرو جنبش سبز می داند که خواهان سرنگونی حکومت هستند.
این نویسنده نقطه ضعف دیگر جنبش اعتراضی پس از انتخابات را نداشتن اهداف روشن می داند و می نویسد: "حتی خوش بین ترین رهبران جنبش سبز اذعان می کنند این جنبش پیش از آن که بتواند دست به فعالیتهای بزرگتر ضد رژیم بزند، به سازماندهی و آموزش بسیار بیشتری نیاز دارد."
چشم انداز آینده
این گزارش که تقریبا یک ماه پیش از راهپیمایی ۲۲ بهمن سال گذشته و جلوگیری نیروهای امنیتی از حضور معترضان در خیابانها تهیه شده، پیش بینی درباره آینده جنبش سبز را دشوار می داند.
با این حال نویسنده خاطر نشان می کند: "جدال میان تندروهای حکومت ایران و جنبش سبز احتمالا در کوتاه مدت به فرجامی قاطع برای هیچکدام از دو طرف منجر نمی شود... در این مقطع جنبش سبز بیشتر معضلی سمج برای حکومت است تا تهدیدی حیاتی و غیر واقع بینانه است که فرض کنیم جنبش سبز در کوتاه مدتی توانایی تغییر حکومت را دارد....اما بعید است که حکومت بتواند جنبش سبز را از بین ببرد."
این گزارش در نهایت نتیجه می گیرد که بحران اخیر ایران یک "سیاه چاله سیاسی" است که سایر مسائل داخلی و خارجی را می بلعد و تا زمانی که ثبات درونی در طبقه حاکم ایران حاصل نشود، پیشرفت در زمینه موضوعهای مهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی "حتی دشوارتر از معمول" خواهد شد.


کلینتون ایران را خطری منطقه ای دانست

هیلاری کلینتون نگرانی ها درباره اقدامات و مقاصد ایران را گسترده ارزیابی کرد
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا گفته که پیام های دیپلماتیک افشا شده توسط ویکی لیکس بیانگر این است که بسیاری از کشورهای منطقه ایران را 'خطری جدی' می دانند.
هیلاری کلینتون در عین حال ضمن محکوم کردن اقدام ویکی لیکس، آنرا حمله به جامعه بین المللی خواند.
وی این سخنان را روز دوشنبه (۲۹ نوامبر) پس از دیدار با احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، در یک کنفرانس خبری در واشنگتن، بیان کرد.
خانم کلینتون گفت اطلاعاتی که به پیام های دیپلماتیک درز کرده نسبت داده شده نشان می دهد: "در نگاه بسیاری از کشورهای همسایه ایران، (این کشور) خطری جدی بوده و فرای منطقه نیز یک نگرانی جدیست."
وی افزود: "در هر جلسه ای که در سراسر جهان شرکت می کنم چیزی که مطرح می شود نگرانی درباره اقدامات و مقاصد ایران است."
مقام های ارشد جمهوری اسلامی ضمن رد این اتهام، حضور نظامی آمریکا در منطقه را عامل بی ثباتی خاورمیانه می دانند.
محمود احمدی‌ نژاد، رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه حدود ۲۵۱ هزار سند محرمانه منتشر شده توسط ویکی لیکس را فاقد ارزش و اعتبار خواند و انتشار آنها را یک "شیطنت" دانست که بر روابط ایران با سایر کشورها تاثیری نخواهد گذاشت.
بر اساس این اسناد، رهبران اسرائیل، عربستان سعودی، قطر، بحرین و امارات متحده عربی، برنامه اتمی ایران را تهدیدی علیه موجودیت خود دانسته و خواهان حمله آمریکا برای توقف آن شده بودند.
بنا بر این مدارک، ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، به طور محرمانه آمریکا را به بمباران تاسیسات اتمی ایران تشویق کرده و گفته بود: "سر این مار را قطع کنید."
این پیام های دیپلماتیک حاکی از آن است که شیخ محمد زائد آل نهیان، ولیعهد ابوظبی و معاون فرمانده کل نیروهای مسلح امارات، نیز ایران را "تهدیدی علیه موجودیت" کشورش دانسته بود.
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین اقدام ویکی لیکس را حمله به جامعه بین المللی توصیف کرد.
به گفته وی، انتشار یکجای این مدارک نه فقط حمله به منافع ملی آمریکاست بلکه "این حمله ای به جامعه بین المللی است: پیمان ها و همکاری ها، گفتگوها و مذاکراتی که برای محافظت از امنیت جهانی و پیشبرد رونق اقتصادی انجام می شود."
اریک هولدر، وزیر دادگستری آمریکا، تاکید کرده که تحقیقات درباره منبع درز این اسناد ادامه دارد.
بر اساس این اسناد، دولت آمریکا سال گذشته برنامه ای برای جاسوسی درباره بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، دستیاران ارشد وی و نیز نمایندگان کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد راه اندازی کرده بود.
بنا بر این اسناد، آمریکا به ویژه می خواسته است بداند که موضع بان کی مون درباره ایران و برنامه هسته ای این کشور و نیز موضع چین و روسیه درباره تحریم ایران و نیز وضع حقوق بشر در ایران چیست.



مهمترین خبرهای روزسه شنبه بخش دوّم، تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها

 
این بار دیگر از فرشته افشاگر خبری نیست

بهت ویکی لیکس در تهران

دیگر رسانه های دولتی با ویکی لیکس دوست نیستند. در دور اول انتشار اسناد این سایت ویکی لیکس برای رسانه های جناح راست هم فرشته بود هم دیو، هم توطئه اسکتباری آمریکا بود که سر هیچ اهل بصیرتی را نمی توانست کلاه بگذارد، هم اطلاعات آن گاهی می توانست موضوع مقالات ضد امریکائی شود، اما این بار  دیگر شیطان است، شیطان مطلق. چرا که این دفعه نشان می دهد ایران هراسی توطئه آمریکائی نیست بلکه مسلمانان آمریکا را از ایران می هراسد و در ضمن میان اخبار معلوم می شود  از نظر دستگاه های اطلاعاتی غرب هم در  انتخابات سال گذشته ایران  میرحسین موسوی 26میلیون رای آورده  واحمدی نژاد بین 4تا 5 میلیون رای...
بنابر گزارش بی بی سی پیامهای محرمانه بخش ایران در کنسولگری آمریکا در دوبی درباره انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته حاکی است "گرچه تعداد واقعی آرا را نمی دانیم و شاید هرگز هم ندانیم، اما روشن است که سطح مشارکت بییسابقه بوده و تقلبی سیستماتیک در شمارش آرا صورت گرفته (حتی معلوم نیست که آرا شمرده شده باشد) با این هدف که در همان مرحله اول "پیروزی بزرگی" برای احمدی نژاد ساخته شود."
 این پیام می افزاید بخش های تندروی سپاه پاسداران ایران آیت الله خامنه ای را قانع کردند که می توان نامزد مطلوب را با هزینه کمی برنده کرد. در ادامه این پیام با اشاره به سوء مدیریت های اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد آمده است تحولات سی سال گذشته در ایران نشان می دهد که این موضوعات سیاسی، و نه اقتصادی، بوده است که مردم را به خیابانها کشانده و نگرانی های اقتصادی به ندرت به اعتراضات بزرگ انجامیده است.

26میلیون رای میر حسین
به گفته گاردین بر اساس قسمت دیگری از اسناد منتشر شده درمکاتبات  سفارت امریکا در ترکمنستان  به آرای واقعی میر حسین موسوی وودیگر رقبا اشاره شده است. دراین بخش آمده است: "بر اساس گزارشات حدود ۲۶ میلیون رای به میر حسین موسوی از ۴۲ میلیون کل رای‌ها، ۱۰ تا ۱۲ میلیون کروبی و احمدی نژاد در بیشترین حالت ۴ تا ۵ میلیون رای آورده و بقیه آرا مربوط به محسن رضائی بوده است."
همچنین: "در مورد وقایع مربوط به انتخابات اخیر در ایران، شیخ محمد بن زاید آل نهیان هشدار داد و گفت میر حسین موسوی در زمینه جاه طلبی های هسته ای هیچ تفاوتی با احمدی نژاد ندارد:‌ "هدفشان یکی است، تاکتیکشان متفاوت است." وی معتقد است موسوی ازین جهت خطرناک تر از احمدی نژاد است چون لااقل احمدی نژاد  مثل کتابی است که باز است [و میشود محتوایش را دید]. ولی موسوی و مشاورانش همان کسانی هستند که سفارت آمریکا را در سال ۱۹۷۹ اشغال کردند."
در بخش دیگری از این افشاگری این دور از اسناد در خصوص ایران، ویکی لیکس به آنجا میرسد  که رو میکند سران کشورهای عربی وهمسایه ایران ازملک عبدالله پادشاه عربستان گرفته تا امیرامارت وبحرین همگی از آمریکا میخواهند که به ایران حمله کند
اهمیت این بخش از آن جاست که تاکنون جمهوری اسلامی در تبلیغات و تحلیل های خود تاکید داشت که آمریکائی ها برادران مسلمان را از ایران می ترسانند تا به مطامع خود برسند. در حالی که اسناد فاش شده نشان می دهد اعراب از آمریکا می خواهند به ایران حمله نظامی برد و این واشنگتن است که چندان عجله ای و شاید علاقه ای به این کار نشان نمی دهد.
اسناد ویکی لیکس که چند نشریه معتبر آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی از مدت ها پیش مشغول تجزیه و خلاصه سازی آن هستند و از دیروز استفاد هاز آن آغاز کرده اند حاکی از آن است که ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، به طور محرمانه آمریکا را به بمباران تاسیسات اتمی ایران تشویق کرده و گفته بود: "سر این مار را قطع کنید."
بر اساس این مدارک، ملک عبدالله در جریان یک ملاقات خصوصی با منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، جمهوری اسلامی را به دخالت در امور کشورهای عربی کرده و گفته بود: "ما را از شر خود خلاص کنید." وی به وزیر خارجه ایران گفته بود: "شما فارسها حق دخالت در امور داخلی اعراب را ندارید." مدارک منتشر شده حاکی از آن است که ملک عبدالله در گفتگو با مقام های کاخ سفید ایران را متهم به ایجاد مشکل و بی ثباتی در منطقه کرده و افزوده بود: "خدا ما را از شر آنها برهاند." بر اساس مدارک ویکی لیکس، رهبران امارات متحده عربی هم در ملاقات با مقام های آمریکا تهدید تهران را "۴۶ ثانیه" توصیف کرده اند که فاصله زمانی رسیدن یک موشک بالستیک از ایران به این کشور است.
از جمله، شیخ محمد زائد آل نهیان، ولیعهد ابوظبی و معاون فرمانده کل نیروهای مسلح امارات، ایران را "تهدیدی علیه موجودیت" کشورش دانسته بود.
براساس مدارک منتشر شده توسط ویکی لیکس، وی به مقام های آمریکایی گفته بود اگر حمله هوایی نتواند تاسیسات اتمی ایران را نابود کند، واشنگتن باید آماده اعزام نیروی زمینی به ایران باشد.
از طرف دیگر سلطان قابوس، پادشاه عمان، به دریاسالار ویلیام فالون فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اظهار داشته بود که ایران قدرت مهمی در منطقه است و باید با آن کنار آمد. این مدارک نشان می دهد که عمان تنها کشور عربی است که موضع ملایم تری در قبال ایران اتخاذ کرده بود. یکی دیگر از پیام های محرمانه وزارت خارجه آمریکا حاوی گزارش ملاقات فوریه گذشته بین رابرت گیتس، وزیر دفاع این کشور، با فرانکو فراتینی، وزیر خارجه ایتالیا در رم است.
رابرت  گیتس در این ملاقات به کشورهای اروپایی هشدار داده بود که اگر جلوی برنامه اتمی ایران گرفته نشود ممکن است اسرائیل به ایران حمله کند.

تحلیل الف: اتفاقا زیاد به ضرر مانیست
  درتحلیل این موضوع نویسنده سایت خبر می نویسید که این دور جدید افشاگری می تواند برای ایران فرصت باشد. در بخشی از این تحلیل میخوانیم: "در افشاگری جدید ویکی لیکس،  موارد تهدیدساز علیه ایران به چشم نمی خورد و حتی می توان گفت، بسیاری از مواردی که درباره ایران گفته شده است، با مدیریت مناسب خبری و سیاسی می تواند به فرصتی برای ایران تبدیل شود."
 و در ادامه: "توجه به این  نکته مهم ضروری به نظر می رسد  كه  در ماههای اخیر تحولی مثبت در بهبود روابط ایران و برخی کشورهای عربی و در صدر آنها عربستان که پیش تر ساز مخالفت با ایران می زدند، ایجاد شده است که در مواری از جمله سفر احمدی نژاد به لبنان یا سفر سعد حریری به ایران بازتاب یافته است و امکان دارد این تحول تلاش های آمریکا و رژیم صهیونیستی را برای بهره برداری از دادگاه ترور حریری برای پیشبرد اهداف و سیاست های منطقه ای خود با چالش جدی مواجه کند. در چنین وضعیتی احتمال اینکه انتشار این اسناد در مقطع کنونی با هدف ایجاد اخلال در روند رو به بهبود روابط ایران و عربستان صورت گرفته باشد،  بعید نیست و آنچه صحت چنین احتمالی را تائید می کند؛ تمرکز گسترده و ویژه رسانه های غربی بر درخواست مقامات عربستانی از آمریکا برای توسل به اقدام نظامی علیه ایران بوده است، حال آنکه اسناد افشا شده مطالب و موارد گسترده ای را در بر می گیرد در این رسانه ها مغفول واقع شده است یا برجسته نمی شود."

باز هم سرطان خون رهبر
بنا بر گزارش رویترز در بخش دیگری از این اسناد منتشر شده در خصوص ایران  آمده است که: "در یکی از این اسناد خبری مبنی بر سرطان پیشرفته رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای وجود دارد. منبع این خبر یک تاجر غیر ایرانی است که  رفت و آمد زیادی به تهران دارد. او می گوید که یکی از رابط هایش از هاشمی رفسنجانی شنیده است که رهبر ایران مبتلا به سرطان پیشرفته خون است و احتمال مرگ وی تا چند ماه آیتده وجود دارد. تاریخ این سند آگوست ۲۰۰۹ است. این سند که نوشته یک دیپلمات آمریکایی است، مدعی است که هاشمی رفسنجانی بر همین اساس خود را برای جانشینی رهبر ایران آماده می کند. لوموند که برای اولین بار این سند را منتشر کرد می گوید که اسناد درباره ایران نشان می دهد که آمریکا برای روشن شدن معمای ایران سیاست های خود را بر اساس نظرات تنی چند از ناظران امور ایران تمشیت می کند."
سایت الف اعتبار این بخش را زیر سوال برد  وآن را شایعه ای بیش نمی داند که مایکل لدین سناتورآمریکایی قبلا آنرا مطرح کرده بود. بنا بر گزارش بی بی سی نیز رییس دولت دیروز در کنفرانس مطبوعاتی اش این اسناد را فاقد اعتبار وارزش دانست وان را شیطنتی بیش ندانست. همچنین روز يكشنبه روزنامه "نيويورك تايمز" به نقل از اسناد افشا شده  ويكي‌ليكس خبر داده بود كه ايران تجهيزات موشكي از كره شمالي دريافت كرده است كه توانايي رسيدن به خاك كشورهاي اروپاي غربي را دارند. سفير ايران در روسيه البته این  خبر نيويورك تايمز آمريكا را را تكذيب میکند به گزارش  اينترفكس، محمودرضا سجادي  سفير ايران در مسكو روز دوشنبه اعلام كرد كه جمهوري اسلامي تجهيزات موشكي از كره شمالي دريافت نكرده است.
در دور اول افشاگری های ویکی لیکس صدا وسیما وفارس و برخی از  رسانه های دولتی از برخی قسمت های افشاگری های ویکی لیکس استقبال کرده  وآن را چالشی عظیم روبه روی دولت اوباما ارزیابی میکردند. اما وقتی افشاگری ها سمت وسوی ایران را در برگرفت درخبرها، اسناد ویکی لیکس شیطنت غرب لقب گرفت. در چندین موردهم به نسبت موضوع های مختلف تکذیبه هایی از سوی مقامات ایران صادر شد.
رجا نیوز اما در دور جدید این افشاگری ها نوشت: "يك نشريه آمريكايي در گزارشي نوشت كه برخي ژنرال‌هاي آمريكايي با نام‌هاي مستعار در سايت ويكي ليكس ادعايي درباره ايران مطرح‌ كرده اند تا بتوانند رودررويي با ايران را محتمل‌تر كنند."
 
 
 
مصوبه امنیتی مجلس هشتم

همه مشاغل کشور در کنترل وزارت اطلاعات

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، موظف شد "طرح نظام ملي تعيين صلاحيت امنيتي مشاغل کشور" را تهیه کند.
مجلس شورای اسلامی این وظیفه را دیروز صبح و در ادامه بررسی "ماده 183 بخش سیاسی – امنیتی" لایحه برنامه پنجم کل کشور، بر عهده وزارت اطلاعات گذاشتند.
به موجب این مصوبه مجلس هشتم با اکثریت جناح راست، وزارت اطلاعات را موظف کرد  تا یک آئین نامه گزینش با رویکرد اطلاعاتی امنیتی برای مشاغل دولتي، عمومي و خصوصي  کشور تهیه کند.
تدوین کنندگان این طرح، هدف از تصویب آن را "جلوگيري از نفوذ و دسترسي عوامل بيگانه و دشمنان نظام به اطلاعات اسناد و طبقه بندي شده" عنوان کرده اند.
هنوز مشخص نیست که در صورت تصویب نهایی این طرح در شورای نگهبان که اینک خود دارای تشکیلاتی موازی برای جمع آوری اطلاعات افراد است، ضوابط و مقررات وزارت اطلاعات برای استخدام افراد در بخش های مختلف اداری و استخدامی کشور و نظارت بر آنها، به مقررات هیئت عالی گزینش کشور اضافه می شود یا اینکه سرنوشت دیگری برای این هیئت و اختیارات آن پیش بینی می شود.

راه دشوار استخدام در ایران
طبق یک قانون نانوشته در ایران، بر عهده گرفتن پست های مهم مدیریتی، اجرایی و سیاسی در تمام دستگاه های دولتی و نیمه دولتی، باید با تایید سوابق و شایستگی فرد مورد نظر توسط وزارت اطلاعات صورت بگیرد.
در مورد کارمندان و کارگران جزء دولت، این وظیفه بر عهده هسته های گزینش سازمان یا اداره مربوطه بوده است.
بر اساس ماده 1 قانون تاسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، این وزارتخانه به منظور "کسب و پرورش اطلاعات امنیتی و اطلاعات خارجی و حفاظت اطلاعات و ضد جاسوسی و به دست آوردن آگاهی‌های لازم از‌وضعیت دشمنان داخلی و خارجی جهت پیش‌گیری و مقابله با توطئه‌های آنان علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران" تاسیس شده است.
بر پایه اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران "تفتیش عقیده" ممنوع است و کسی را نمی توان به خاطر داشتن عقیده ای، مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
با وجود این اصل، طبق قانون گزینش کشور، صلاحیت فکری و عقیدتی تمام متقاضیان استخدام در ادارات، سازمان ها، نهادها، بنیادها و وزارتخانه های دولتی و نیمه دولتی در ایران، باید توسط هسته گزینش نهاد مربوطه مورد بررسی قرار بگیرد.
در صورت منفی بودن نظر هسته گزینش، فرد متقاضی امکان استخدام در مجموعه مورد نظر را ندارد.
طبق ماده 2 قانون گزینش کشور، شرایط لازم متقاضیان استخدام بدین قرار است: اعتقاد به دین مبین اسلام و یا یکی از ادیان رسمی مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، التزام عملی به احکام اسلام، اعتقاد و التزام به ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی، عدم اشتهار به فساد اخلاقی و تجاهر به فسق، عدم سابقه وابستگی تشکیلاتی، هواداری از احزاب و سازمان ها و گروه هایی که غیر قانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده و یا می‌شود مگر آنکه توبه ایشان احراز شود، عدم سابقه محکومیت کیفری مؤثر، عدم اعتیاد به مواد مخدر.
این ماده با تمام اجزای آن از دوران سلطنت پهلوی گرفته شده منتها به جای التزام به ولایت فقیه، اطاعت از فرامین شاهنشاه و وفاداری به نظام شاهنشاهی تصریح شده بود.

مصوبات امنیتی مجلس
مجلس هشتم دیروز همچنین وزارت اطلاعات را موظف کرد تا "طرح نظام سامان دهي حفاظت از اسناد و اطلاعات طبقه بندي شده" را نیز تهيه كند.
بر مبنای این طرح، وزارت اطلاعات موظف شده تا نسبت به تهيه طرح جامع و "دريافت يك نسخه از بانك‌هاي ديجيتالي موجود در كشور" براي "تامين اطلاعات و توسعه بانك جامع اطلاعاتي كشور" تا 90 درصد اطلاعات مورد نياز با هدف "سرويس دهي بهينه به كليه دستگاه‌ها و ارگان‌هاي متقاضي" اقدام كند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) كليه دستگاه‌ها و نهادهايي كه از بودجه عمومي كشور استفاده مي‌كنند موظفند نسبت به دراختيار قرار دادن بانك‌هاي ديجيتالي خود در روزآمد كردن اطلاعات مزبور مطابق توافقات دوجانبه اقدام كنند.
همچنین بر اساس بند ديگر الحاقي به ماده 183، وزارت اطلاعات باید كميسيون ويژه‌اي مركب از دستگاه‌هاي اصلي زيربط را مامور تهيه و اجرايي نمودن "طرح جامع مبارزه با بيوتروريسم" كرده و موارد نيازمند قانون در اين زمينه را به مجلس ارائه كند و با تعيين وظايف هر يك از دستگاه‌ها شرايطي را فراهم كند كه در پايان اين برنامه "مبارزه هماهنگ با تروريسم به صورت يك اصل نهادينه شده در كشور امتداد يابد."
مجلس شورای اسلامی دو روز قبل نیز وزارت اطلاعات را به "ارتقاي كمي و كيفي زيرساخت‌هاي اطلاعاتي با هدف تحكيم و تقويت امنيت پايدار و فراگير در كشور" موظف کرده بود.

وزارتخانه "متهم"
منتقدان و مخالفان حکومت ایران، همواره وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را به دستگیری غیرقانونی، سرکوب، شکنجه و حتی ترور مخالفان نظام سیاسی حاکم بر این کشور متهم می کنند.
پرونده موسوم به "قتل های زنجیره ای" عمده ترین دلیل این دسته از افراد برای اثبات نظر خود است.
در جریان این مسئله در دهه 1370، تعداد زیادی از روشنفکران، نویسندگان و فعالان سیاسی منتقد حکومت ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.
این روند تا یک سال پس از روی کار آمدن سید محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب ایران در دوم خرداد 1376 ادامه داشت تا اینکه با قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و افشای دست داشتن تعدادی از ماموران و مقامات وقت وزارت اطلاعات مانند سعید امامی، مهرداد عالیخانی و مصطفی موسوی در این قتل ها توسط روزنامه های مستقل و اصلاح طلب، این موضوع به یکی از جنجالی ترین مسائل تاریخ سیاسی ایران تبدیل شد.
با پافشاری خاتمی، وزارت اطلاعات ایران در اطلاعیه ای که آن را روز 15 دی 1377 منتشر کرد، نقش ماموران این وزارتخانه را در قتل های زنجیره ای پذیرفت اما آنها را "نیروهای خودسر" معرفی کرد.
بسیاری از تحلیلگران، این اطلاعیه وزارت اطلاعات را "تاریخی" عنوان کردند.
سید مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی که هم اکنون و به دنبال وقایع پس از انتخابات مناقشه برانگیز دوره دهم ریاست جمهوری در زندان به سر می برد، سه روز پیش در دیدار با همسرش، وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد را به "شکنجه زندانیان" متهم کرد.
محمد نوری زاد، دیگر زندانی حوادث پس از انتخابات هم تاکنون چندین بار ماموران و بازجوهای وزارت اطلاعات را به ضرب و شتم، شکنجه و فحاشی زندانیان سیاسی متهم کرده است.
بسیاری از دیگر زندانیان سیاسی یا افرادی که از زندان های جمهوری اسلامی آزاد شده اند نیز مدعی شکنجه خود و دیگران توسط ماموران و بازجوهای وزارت اطلاعات شده اند.

 
 
 
 
آخرین وضعیت میلاد اسدی در گفت‌وگو با نسیم سرابندی

عفو نامه امضا نکرد، مرخصی لغو شد

میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، روز نهم آذرماه سال گذشته بازداشت شد. امروز مدت زمان بازداشت او به یک سال می رسد. میلاد اسدی از جمله زندانیانی بوده است که در این مدت از مرخصی نیز استفاده نکرده است. وی دردادگاه – که 3 بار تشکیل آن به تعویق افتاده بود -  به  هفت سال و نیم زندان محکوم شد. حکم اسدی در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید شد.
درباره وضعیت میلاد اسدی، گفت‌وگویی کردیم با نسیم سرابندی، از فعالان جنبش دانشجویی و فعالان حقوق زنان. خانم سرابندی، در این گفت‌وگو، به بررسی وضعیت میلاد اسدی. دیگر زندانیان جنبش دانشجویی پرداخته اند.

خانم سرابندی، از آخرین وضعیت آقای اسدی چه خبری وجود دارد؟ الان که یک سال از بازداشت ایشان می گذرد، چه وضعیتی دارند؟
متاسفانه خبر خاص و قابل ذکری وجود ندارد. در روزهای گذشته، موجی از امیدواری وجود داشت که با آزادی برخی از زندانیان سیاسی، میلاد هم بعد از یک سال به مرخصی بیاید. به خصوص آن که این شایعه این بار بسیار قوی بود. ولی متاسفانه این بار هم خبری از مرخصی میلاد نشد تا او سالگرد بازداشتش را هم در زندان به سر ببرد.

شاید بهتر باشد، از همان ابتدا داستان را دنبال کنیم. آقای اسدی چطور بازداشت شد؟
میلاد دقیقا نهم آذر سال گذشته در موجی که برای بازداشت فعالان دانشجویی آغاز شده بود، بازداشت شد. البته حدود یک ماه بود که میلاد تحت تعقیب بود، چندین بار نیروهای امنیتی برای بازداشت وی به مکان های مختلف رفته بودند، اما موفق به بازداشتش نشدند. تا این که روز نهم آذر ماه و در منزل میلاد، او را بازداشت می کنند. این بازداشت مصادف شد با جست‌وجوی منزل آن ها و البته ضبط وسایل شخصی میلاد که همراه وی به زندان برده شد.
در واقع آن زمان بازداشت میلاد، نوعی آغاز بود برای بازداشت و فشار بیشتر بر اعضای دفتر تحکیم. پیش از میلاد اسدی، عباس حکیم زاده در آبان ماه بازداشت شده بود، سپس بهاره هدایت یک روز پس از عاشورا بازداشت شد، چند روز بعد شاهد بازداشت مرتضی سیمیاری بودیم و در بهمنماه هم مهدی عربشاهی بازداشت شد. این بازداشت ها هم دلیلی نداشت جز تلاش برای افزایش فضای سرکوب و اختناق در دانشگاه ها و جلوگیری از گسترش اعتراضات دانشگاه ها. اگر در خاطر داشته باشید، آن زمان، دانشگاهها بسیار فعال بودند و همین مساله موجب شد که نیروهای امینتی تلاش کنند تا با سرکوب و فشار این موج اعتراضات در دانشگاه ها را از بین ببرند.

یعنی در واقع بازداشت آقای اسدی، مقدمه ای بود برای فشار بر جنبش دانشجویی؟
بله. این مساله حتی در نحوه برخورد با میلاد هم مشخص است. میلاد بیشتر از یک ماه در سلول انفرادی بود و بدون این که تفهیم اتهام شود، بازجویی پس می داد. بعد از آن هم به بند 240 منقل شده بود. شما در نظر بگیرید که یک ماه از میلاد خبری نبود و او بعد از یک ماه موفق شد با خانواده اش تماس بگیرد. اولین ملاقاتش با خانواده، حدودا 3 ماه بعد از بازداشتش بود. دادگاه میلاد هم که 3 بار به دلایل مختلف به تعویق افتاد تا این حکم سنگین و ناعادلانه برایش صادر شد.

مبنای صدور چنین حکم سنگینی چه بوده است؟ چون حداقل در میان اعضای شورای مرکزی تحکیم، حکم میلاد یکی از سنگین ترین حکم هاست؟
چیزی که دادگاه اعلام کرده، اتهاماتی چون عضویت در تحکیم، تبلیغ علیه نظام، برگزاری تجمع و.. بوده. اما به طور مشخص، این مسایل بهانه ای بیش نیست. مگر عضویت در یک تشکل قانونی دانشجویی جرم محسوب می شود؟ حکمی که برای میلاد صادر شده است، درواقع برای زهرچشم گرفتن از فعالان دانشجویی بوده است. برای آن بوده که تمامی فعالیت ها در دانشگاه به حال تعلیق درآید. شما اگر دقت کنید، حکم میلاد در ماه خرداد صادر شده است. یعنی نزدیک به 18 تیر و می دانید که اصولا ماه های خرداد و تیر، همیشه ماه های پرتلاطمی در دانشگاه بوده است. تصور افرادی که حکم را صادر کرده اند، این بود که با صدور چنین احکامی، می توانند دیگر فعالان دانشجویی را به سکوت وا دارند.

با این توجیه هم، نمی توان دلیلی برای عدم اجازه به استفاده از مرخصی، پیدا کرد
بله. متاسفانه نه تنها حکم صادر شده برای آقای اسدی غیرقانونی است، بلکه شرایطی که در زندان هم به وی تحمیل کرده اند، غیرقانونی است. شما اگر دقت کنید می بینید که بسیاری از فعالان دانشجوی، از جمله خانم هدایت، آقای ملیحی، آقای نبوی، آقای توکلی، آقای دری و حدود هفتاد فعال دانشجویی که در بند هستند، شرایط بسیار سختی را در زندان ها سپری می کنند. از طرف دیگر به بسیاری از اعضای موثر سازمان ها و احزاب و تشکل ها، اجازه مرخصی نمی دهند. به طور مثال می توان از آقای زیدابادی نام برد. و البته بسیاری از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات. این نشان می دهد که مسوولان از این مساله واهمه دارند که ازادی این افراد، باعث ایجاد موج جدیدی از اعتراضات در دانشگاه ها و جامعه شود.

پیگیری ها خانواده آقای اسدی هم تاکنون برای مرخصی به نتیجه ای نرسیده است. آیا دلیل مشخصی برای این امر اعلام شده؟ مثلا نهادهای امنیتی با مرخصی مخالفند یا...؟
خانواده آقای اسدی بارها برای مرخصی به دادگاه رفته اند. بارها به دادستانی، قوه قضاییه، نهادهای حقوق بشری و.. مراجعه کردهاند. گرچه گاهی قول هایی به آنان داده شده، اما هرگز این قول ها جامه عمل به خود نپوشیده اند. هیچ دلیل خاصی هم برای این مساله اعلام نشده است.
البته نباید فراموش کنیم که برخی مقامات قضایی و امنیتی، به زندان مراجعه کرده و از زندانیان – از جمله میلاد اسدی – خواسته بودند که نامه هایی را بنوسند که در آن ها از افکار و اعمال گذشته خود اظهار پشیمانی کرده و درخواست عفو ارائه دهند. اعلام شده بود که این نامه ها و درخواست عفو، می تواند باعث استفاده از مرخصی شود. میلاد و خیلی از زندانیان دیگر، این درخواست ها را امضا نکردند و همین باعث شد که از مرخصی محروم شوند.

خانم سرابندی، فکر می کنید بازداشت آقای اسدی، خانم هدایت و دیگر فعالان دانشجویی، تا چه حد می تواند روی فضای دانشگاه ها و تحرکات دانشجویی اثر بگذارد؟ آیا این گونه رفتارها می تواند باعث ایجاد واکنش منفی نسبت به فعالیت دردانشگاه از سوی دانشجویان شود؟
ببینید، دانشگاه بخشی از جامعه است و به طور حتم از آن تاثیر می گیرد. در حال حاضر، در جامعه سکوت نسبی برقرار است. سکوتی که البته من به شخصه آن را منفی ارزیابی نمی کنم. شاید سال گذشته، در چنین زمانی، توقعات و امیدهای بیشتری وجود داشت. یا شاهد تجمعات و اعتراضات دردانشگاه های مختلف بودیم. اما امسال وضع بدان گونه نیست. جو سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی، و همچنین تهدیدها و برخوردهایی که در دانشگاه ها انجام می گرد هم چون احکام مختلف اخراج، تعلیق از تحصیل، ستاره دار کردن دانشجویان و... شاید در کوتاه مدت تاثیر بگذارد، اما سابقه جنبش دانشجویی نشان می دهد که یان سکوت، سکوتی مقطعی است. جو سرکوب و اختناق، بالاخره و خیلی زود در هم خواهد شکست. سکوتی که الان در دانشگاه ها شاهدآن هستیم، در واقع آرامشی پیش از طوفان است. فعالان جنبش دانشجویی اکنون در حال ارزیابی گذشته و یافتن راه حل برای فعالیت در آینده هستند. تصورم این است که باز هم چون همیشه، این دانشگاه خواهد بود که علیه استبدا قیام می کند و جو سرکوب و اختناق را در هم می شکند.



نخست‌وزیر لبنان با چه هدفی به ایران سفر کرد؟

سعد حریری و 
محمود اخمدی نژاد

رسانه‌های داخلی ایران نوشته‌اند که سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان برای تحکیم دوستی میان لبنان و ایران به تهران سفر کرده است. اما تحلیل‌گران این سفر دو روزه را با نتیجه دادگاه ترور نخست‌وزیر پیشین لبنان مرتبط می‌دانند.

سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان روز شنبه (۲۷ نوامبر، ۶ آذر) به همراه پنج وزیر کابینه خود وارد تهران شد. این دومین بار است که یک نخست‌وزیر لبنان به ایران سفر می‌کند. رفیق حریری، پدر نخست‌وزیر فعلی لبنان، در سال ۲۰۰۱ پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان به ایران سفر کرده بود.
همزمانی خارج شدن اسرائیل از روستای مرزی «غجر»، سفر احمدی‌نژاد به لبنان، اوضاع نابسامان عربستان سعودی و سخنان تهدید آمیز دبیر کل حزب‌الله درباره پیامدهای اعلام نتیجه دادگاه بین المللی، باعث شده تا کارشناسان، اهداف این سفر را فراتر از «تحکیم روابط دوستانه» میان ایران و لبنان ارزیابی کنند.
 
حزب‌الله و تکرار تهدیدها
حسن نصرالله،
 رهبر حزب‌الله
دبیرکل حزب‌الله لبنان یکشنبه شب (۲۸ نوامبر، ۷ آذر) در مراسم جشنی در حومه جنوبی بیروت تصریح کرد:«اگر دادگاه علیه حزب‌الله رای صادر کند، اوضاع به همین شکل نخواهد ماند. اگر خواهان آن هستید که با حزب‌الله به راه حل برسید، باید بدانید که دست‌یابی به راه حل، قبل و بعد از صدور رای دادگاه یکی نخواهد بود.» سید حسن نصرالله چندی پیش نیز تهدید کرده بود که «دستی را که برای بازداشت اعضای حزب‌الله دراز شود، قطع خواهیم کرد.»
در سال ۲۰۰۵ پس از ترور رفیق حریری نخست‌وزیر وقت لبنان، یک کمیته‌ بین‌المللی برای رسیدگی به ترور وی تشکیل شد و شورای امنیت نیز تشکیل دادگاه بین‌المللی را تصویب کرد. پس از تحقیقات اولیه، این کمیته‌ از احتمال دست داشتن سوریه و حزب‌الله در ترور حریری خبر داد که با واکنش‌های شدیدی از سوی متهمان روبرو شد.
از زمان تصویب تشکیل دادگاه بین‌المللی در شورای امنیت، حزب‌الله با موضع‌گیری‌های لفظی، اقدامات عملی و به تعطیل کشاندن دولت، سعی کرد تا مانع از برگزاری دادگاه و نسبت دادن این اتهام تروریستی به خود شود. شیعیان وابسته به حزب‌الله، بیشتر از یکسال در یکی از میادین اصلی سنی‌نشین شهر بیروت با برپایی چادر، تحصن شبانه‌روزی کردند و پس از آن وزرای شیعه استعفانامه‌های خود را به پارلمان تحویل دادند.
به‌رغم این تلاش‌ها، سرانجام شورای امنیت، تشکیل دادگاه بین‌المللی را بر اساس بند هفتم منشور سازمان ملل تصویب کرد. در این مصوبه قید شد که دادگاه بین‌المللی مستقل از دولت لبنان عمل می‌کند و خود را موظف به اجرای تصمیم شورای امنیت می‌داند. این مصوبه اعتراض تهدیدآمیز حزب الله را برانگیخت؛ روندی که با نزدیک‌تر شدن زمان اعلام نتیجه دادگاه، نگران کننده توصیف می‌شود.
 
نقش ایران، ترکیه، سوریه و عربستان در لبنان
احمدی نژاد 
در لبنانپس از ترور رفیق حریری و مطرح شدن احتمال شرکت سوریه در این ترور، روابط عربستان و سوریه رو به تیرگی نهاد. رفیق حریری، شهروند عربستان سعودی و مورد پشتیبانی ریاض بود. سرانجام امیر قطر با میانجی‌گری توانست باعث سفر ملک عبدالله به سوریه شود.
بنا به پیشنهاد نبیه‌بری، رئیس پارلمان لبنان و دبیر کل حزب امل، معادله‌ای به نام سین ـ سین (سوریه و سعودی) شکل گرفت تا برای جلوگیری از آسیب‌پذیری لبنان در مقابل روند دادگاه ترور رفیق حریری فعالیت کند. اما پس از تحولات اخیر در کشور عربستان و وخامت حال پادشاه این کشور، این معادله رو به ضعف نهاد و نفوذ قبلی خود را از دست داد.
از سوی دیگر، هفته گذشته اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، که مناسبات خوبی با ایران دارد، در سفری به لبنان اعلام کرد که حاضر است برای امنیت لبنان همکاری کند.
رفتار متناقض دولتمردان ایرانی درباره دادگاه
سعد حریری، هنگام ورود به تهران مورد استقبال احمد وحیدی وزیر دفاع جمهوری اسلامی قرار گرفت. به گزارش رسانه‌های لبنانی، وحیدی خطاب به نخست‌وزیر لبنان گفت: « در صورت موافقت دولت لبنان، ارتش جمهوری اسلامی پا به پای ارتش لبنان در حمایت از این کشور حاضر خواهد شد.» برخی از تحلیل‌گران معتقدند که با کم شدن نفود "سین ـ سین" در لبنان، ایران تلاش می‌کند با جذب حریری و جلب حمایت سوریه و ترکیه، کاهش نفوذ خود در این کشور را جبران کند.
انتخاب سعد حریری به عنوان نخست‌وزیر لبنان، با توجه به درصد آرائی که او کسب کرده، نشان‌دهنده محبوبیت او در میان لبنانی‌ها است. محمود‌احمدی نژاد در سفر اخیر خود به لبنان، ضمن دیدار با سعد حریری اعلام کرده بود: «مسائلی مانند دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری از مسائل داخلی است که ایران در آن دخالت نمی‌کند». وی اما در دیدارهای عمومی و سخنرانی خود در حومه جنوبی بیروت در میان شیعیان لبنانی، با موضع‌گیری در مقابل کشورهای غربی مدعی شد: «نظام سلطه غرب متهم به ترور رفیق حریری است و دادگاه بین‌المللی رسیدگی کننده به این ترور آلت دست این نظام سلطه است که قصد دارد با متهم کردن گروهی در لبنان فتنه به پا کند.»
نظر تحلیل‌گران و سفر سعد حریری
سعد حریری
"روزانا بومنصف" تحلیل‌گر لبنانی روز دوشنبه (۲۹ نوامبر، ۸ آذر) در روزنامه النهار لبنان که به گروه ۱۴ مارس نزدیک است سفر سعد حریری به تهران را چنین تحلیل می‌کند: «احتمال اول این است که از زمان سفر احمدی‌نژاد به لبنان تاکنون اتفاق قابل توجهی رخ نداده و این سفر با هدف تلاش برای برقراری ارتباط با همه کشورها انجام می‌شود.»
تحلیلگر لبنانی در عین حال این احتمال را نیز قائل می‌شود که ایران پس از ایفای نقشی موثر در عراق، امروز خواهان نقش بیشتری در لبنان است. وی می‌نویسد:«از سویی دیگر اوضاع لبنان به شکل مستقیم زیر نفوذ عربستان سعودی و سوریه است. اما بیماری پادشاه عربستان این محور را تضعیف کرده و ایران در این شرایط خواهان گسترش نفوذ خود در لبنان است.»
بومنصف این احتمال را نیز قائل می‌شود که ممکن است تهران در برابر تضمین تقویت نقش خود در لبنان، امتیازاتی نیز به سعد حریری بدهد.
برخی دیگر از کارشناسان نیز معتقدند که علیرغم سخنان تهدیدآمیز یکشنبه شب حسن نصرالله، سعد حریری خواهد کوشید دولت ایران را، به عنوان بزرگترین حامی حزب‌الله متقاعد کند که نمی‌توان در روند دادگاه خللی وارد کرد.

"بعضی کشورهای عربی می‌خواهند سر به تن حکومت ایران نباشد"

اسناد ویکی‌لیکس حکایت از خصومت کشورهای عربی منطقه با ایران دارد. موضع ناروشن این کشورها به تائید تلویحی اسناد تعبیر شده است. محمود احمدی‌نژاد اسناد را بی‌اهمیت خوانده و عربستان آن را تکذیب کرده است.

بر اساس اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس، حکومت ایران برای پادشاه عربستان یک "مار" است که "باید سرش را زد" و برخورد سایر رهبران عرب منطقه نیز بیش از این محترمانه و دوستانه نیست. امروز سخنگوی وزارت امور خارجه عربستان سعودی، مفاد اسناد فاش شده را تکذیب کرد و سمت‌گیری کشور خود را "روشن" دانست.
آن چه در این اسناد جلب توجه می‌کند تقاضاهای مداوم مقام‌های عربستان، دوبی، ابوظبی، اردن، بحرین و مصر از آمریکا برای برخورد شدید و تمایل به گزینه جنگ با ایران است. ترس و دشمنی کشورهای عربی منطقه با ایران تازه نیست، ولی آن چه در این اسناد منتشر شده است، اگر صحت داشته باشد، نشان از عمق و ابعاد خصومتی دارد که تا کنون در سطح مناسبات دیپلماتیک علنی نشده بود. 
دشمنی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با ایران به دوران بعد از انقلاب محدود نمی‌شود. این کشورها در دوره شاه نیز سیاست مهار ایران را دنبال می‌کردند. ولی قدرت شاه در منطقه و روابطی که در عرصه بین‌المللی داشت، به اعراب اجازه عرض‌اندام در برابر ایران را نمی‌داد.
علیرضا نامور
 حقیقی، تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه در کانادا
سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران تلاش کرد مناسبات دوستانه‌ای با کشورهای عربی منطقه برقرار کند. سیاست نزدیکی با عربستان به عقد یک پیمان امنیتی میان دو کشور انجامید. اما اکنون روابط در جهت عکس است. به عقیده علیرضا نامور حقیقی، تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه در کانادا: «با تمام امتیازاتی که محمود احمدی‌نژاد حاضر است به این کشورها بدهد، شاهد خصومت عمیق آن‌ها با ایران و بلند شدن طنین صدای آن‌ها در این دشمنی هستیم.»

تاثیر علنی شدن اسناد ویکی‌لیکس در مناسبات ایران و اعراب
در اسناد ویکی‌لیکس گذشته از نفرت و ترس این کشورها از ایران، نوعی خوار شمردن و تحقیر حکومت ایران نیز به چشم می‌خورد. واژه‌هایی که درباره محمود احمدی‌نژاد به کار برده شده‌، بیش از هرچیز گویای این نگرش است. چیزی که در موضعگیری‌های رسمی مجال بروز نمی‌یابد.
البته محمود احمدی‌نژاد گفته است این اسناد اهمیتی ندارد و هنوز کشورهای عرب همسایه را "دوست" می‌نامد. علی لاریجانی رئيس مجلس نیز معتقد است انتشار این اسناد کار خود آمریکاست! ولی آیا علنی شدن این اسناد هیچ تاثیری در مناسبات متقابل نمی‌گذارد؟
سراج‌الدین 
میردامادی، روزنامه نگارسراج‌الدین میردامادی، روزنامه نگار، معقتد است: «حتی اگر آقای احمدی‌نژاد هم بخواهد آن‌ها را فاقد اعتبار و ارزش حقوقی بداند، اما خودش و آقای خامنه‌ای و رهبران جمهوری اسلامی خوب می‌دانند که شکاف عمیق است و بیخ گوش این‌ها در حوزه‌ خلیج فارس که حوزه‌ای از نظر سوق‌الجیشی و استراتژیکی‌ بسیار مهم و حساس است، به خاطر اقتصاد و مسائل نظامی، دول عرب آنجا همه با حمله‌ی نظامی به ایران موافق هستند، حتی اگر آمریکا دارای چنین اراده‌ای در دولت آقای اوباما نباشد. اما بعید نیست که اگر اسراییل این کار کند، طبعا دول همسایه با حمله‌کننده‌ی ایران همدلی داشته باشند.»
به نظر علیرضا نامور حقیقی افشای این اسناد، در لایه‌های تصمیم‌گیری تاثیر خواهد گذاشت، بدون این که الزاما انعکاس دیپلماتیک یا انعکاس رسانه‌ای داشته باشد:
«به این مفهوم که در سطح تصمیم‌گیری اولا ایرانی‌ها با احتیاط بیش‌تری عمل خواهند کرد. منابع مالی یا دیگر منابعی که ممکن است در صورت مقابله میان ایران و آمریکا در اختیار اعراب باشد، را از دسترس آن‌ها خارج خواهند کرد.»
تحریم‌های سنگین‌تر و فشار نظامی بر ایران
اصرار و ابرام برخی کشورهای عرب بر فشار نظامی بر ایران و تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را به کلی فلج کند، از جمله مواردی است که به شدت در اسناد ویکی‌لیکس جلب توجه می‌کند. رهبران چند کشور عربی گذشته از برنامه هسته‌ای ایران، به دخالت‌های زیانبار جمهوری اسلامی در عراق، افغانستان، مصر ولبنان اشاره کرده‌اند و مصرا خواستار شدت عمل در قبال ایران شده‌اند.
علیرضا نامورحقیقی در این باره می‌گوید: «اگر مقابله‌ی نظامی با ایران از سوی عربستان و امارات متحده عربی و دیگر کشورها، همراه با حمایت مالی باشد، به این مفهوم که مانند جنگ اول خلیج فارس، اعراب قول داده باشند که هزینه‌های جنگ را تأمین کنند، پیشنهادی که به‌خصوص برای جناح‌های محافظه کار و  جمهوری‌خواهی که معتقدند رونق اقتصادی از طریق جنگ صورت خواهد گرفت، وسوسه‌انگیزی خواهد بود.»
البته آقای حقیقی معقتد است که ایران در شرایط تحریم  و پیش رو داشتن مذاکرات هسته‌ای، به گشودن یک جبهه جدید در برابر اعراب تمایلی ندارد. او می‌افزاید: «مضافا براین که اعراب هم نمی‌خواهند به‌هیچ‌عنوان در افکارعمومی بگویند که ما با حمایت آمریکا، طرفدار جنگی جدید علیه یک کشور مسلمان هستیم. درحقیقت الان سه گروه هوادار جنگ علیه ایران هستند: القاعده، اسراییلی‌ها و جناح‌های تندرو در آمریکا. اعراب نمی‌خواهند وارد این جبهه شوند، چون در افکارعمومی‌شان دچار مشکل خواهند شد. طبیعی‌ست با وضعیتی که مطرح شده و تکذیبی که از سوی ایران شده است، آ‌ن‌ها هم می‌آیند به سمت همین موضع. ولی قطعا اعتماد آن‌ها به دستگاه دیپلماسی آمریکا کمتر خواهد شد و علاوه بر این سعی خواهند کرد این سیاستی که مبتنی بر حمایت از مقابله نظامی با ایران است، را حداقل تا مدت کوتاهی از دستور کار خارج کنند تا ظن و گمان‌های ایران نسبت به آن‌ها کمرنگ شود.»
امارات متحده عربی مخالف موسوی!
از دیگر مواردی که درباره ایران در اسناد ویکی‌لیکس آمده موضوع تقلب در انتخابات ایران است. بر اساس این اسناد آرای محمود احمدی‌نژاد حداکثر ۴ یا ۵ میلیون بوده است و بیشترین رای را میرحسین موسوی آورده است.
سراج‌الدین میردامادی و علیرضا نامور حقیقی هردو درباره اعتبار آماری اسناد ویکی‌لیکس در این زمینه و منبع آن تردید دارند.
اما علیرضا نامورحقیقی به نکته دیگری در این بخش از اسناد اشاره می‌کند: «نکته‌ی مهمی که در این اسناد وجود دارد این است که در حقیقت دولت امارات متحده عربی مخالفت خودش را با موسوی مطرح کرده است، به خاطر این که گفته است آقای موسوی سیاست هسته‌ایش عین سیاست آقای احمدی‌نژاد است و فرقی نمی‌کند و آقای احمدی‌نژاد بهتر از آقای موسوی است، چون در حقیقت کتابی باز شده است و آقای موسوی در واقع کتابی‌ست که خوانده نشده. و همین نشان می‌‌دهد که ادعاهای آقای احمدی‌نژاد در مورد آقای موسوی و جناح آقای موسوی در انتخابات که می‌گفت کشورهای عربی به این جناح پول داده‌اند، حرفی واهی است. این بخش اسناد موضوع را به راحتی زیر علامت سئوال می‌برد و به نظر من این نکته‌ی مهمی است و بیش از مسئله‌ی نتیجه‌ی انتخابات در مورد این قضیه اهمیت دارد. آنچه در مورد نتیجه‌ی انتخابات منتشر کردند، به نظر من خیلی اهمیت ندارد. برای این که نه منبع مشخصی دارد و نه چیزی‌ست که بشود از جنبه‌ی سندی گفت که مثلا از طرف وزارت کشور یا مقام صلاحیت‌دار و رسمی چنین حرفی زده است.»

مریم انصاری
تحریریه: علی امینی



واکنش‌ها به تقاضای کشورهای عربی از آمریکا برای حمله به ایران

جزئیات و پیامدهای انتشار اسناد وزارت امور خارجه آمریکا توسط سایت ویکی‌لیکس بحث داغ روز است. تقاضای برخی ار کشورهای عربی از آمریکا برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران در چند کشور واکنش‌هایی را برانگیخته است.

انتشار ۲۵۰ هزار سند غیرعلنی وزارت امور خارجه آمریکا توسط سایت ویکی‌لیکس، بازتاب‌های مختلفی پیدا کرده است. در روزهای قبل از انتشار این اسناد دولت آمریکا تلاش کرد که مسئولان ویکی‌لیکس را از این اقدام بازدارد، تلاشی که با موفقیت توام نبود. همزمان مسئولان آمریکایی تلاش کردند از طریق تماس با رهبران و مسئولان کشورهای مختلف پیشاپیش اثرات منفی انتشار این اسناد را که بخش عمده‌ی آنها به گزارش سفیران ایالات متحده از کشورهای محل ماموریتشان اختصاص دارد، خنثی یا کم‌اثر کنند. در بسیاری از این اسناد گفت‌وگوهای غیرعلنی سفیران آمریکا با مقام‌های کشورهای محل ماموریتشان بازتاب یافته است.
"بریدن سر مار"
در بخشی از این اسناد که به ایران مربوط می‌شود آمده است که ملک ‌عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، و برخی دیگر از ممالک عربی حاشیه خلیج فارس چندین بار از آمریکا خواسته‌اند که با حمله نظامی، تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود کند. در یکی از این اسناد، یک مقام سعودی از قول عبدالله ایران را به مار تشبیه کرده و از آمریکا می خواهد که سر این مار (ایران) را ببرد.
محمود احمدی‌نژاد، رئس جمهور ایران در کنفرانس مطبوعاتی عصر دوشنبه، اسناد انتشاریافته از سوی ویکی‌لکس را فاقد ارزش حقوقي خواند. او گفت که «كشورهای منطقه همه باهم دوست و برادرند و اين شيطنت ها تاثيری در روابط بين ملت ها نخواهد داشت.»
 رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی ایران نیز ارزیابی‌ها و تحلیل‌هایی مشابه آقای احمدی‌نژاد ارائه کرده‌اند و با تأکید بر "مشکوک ‌بودن" ویکی‌لیکس، با شک و تردید  به استقبال خبر مذبور رفته‌اند. خبرگزاری نیمه‌رسمی مهر در یک گزارش تحلیلی در این باره، این سوال را مطرح کرده است که در صورت حمله آمریکا به ایران، کشورهایی همچون عربستان، امارات، بحرین، اردن و مصر چه سودی از این ماجرا می‌برند؟ مهر در ادامه با لحنی توام با شگفتی می‌نویسد که تصویری که از اسناد ویکی‌لیکس به دست می‌آید این است که «ایران ریشه تمام مشکلات موجود در این منطقه است و تمام کشورهای حاضر در این منطقه خواهان از بین رفتن ریشه این ناآرامی‌ها هستند».
"کار خودشان است"!
مهر سپس آشکارا خود آمریکا را در پشت ماجرای ویکی‌لیکس دیده و هدف این کشور را برهم‌زدن "مناسبات دوستانه" ایران با کشورهای عرب منطقه ذکر کرده است: «نگاهی دیگر به اسناد جدید منتشر شده از سوی ویکی لیکس این فرضیه را که خود آمریکا در پشت پرده افشای این اسناد بوده تقویت می‌کند، چرا که از یک سوی در پی ناآرام کردن اوضاع خاورمیانه و بر هم زدن روابط دوستانه موجود میان ایران و کشورهای عرب منطقه است تا از آن سود ببرد... تاریخ نشان داده که اگر امریکا خود در پشت پرده افشای این اسناد نبود تا این لحظه بدون شک به طریقی از شر "جولیان آسانگ" مدیر ویکی لیکس و این سایت خلاص می شد از سوی دیگر با انتشار اسنادی درباره کشورهایی چون روسیه در پی سهم‌خواهی از آنها و جلوگیری از رشد آنها در عرصه بین‌الملل است.»
تاکید بر "تلاش آمریکا برای برهم زدن مناسبات میان ایران و عربستان" در حالی است که گاه و بی‌گاه مقام‌های کشورهای عربی در نگرانی از برنامه هسته‌ای ایران سخن می‌گویند و مقابله با توان موشکی فزاینده ایران را مستلزم خریدهای تسلیحاتی کلان خود می‌دانند.
"از این اسناد نمی‌توان گذشت"
در همین حال، روپرشت پولنتس، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آلمان، اسناد ویکی ‌لیکس در باره‌ی ایران را محملی برای تغییر بحث و نگاه نسبت به این کشور ارزیابی کرد. او که صبح روز دوشنبه، ۸ آذر، با شبکه دوم تلویزیون آلمان سخن می‌گفت، به این نکته اشاره کرد که نگاه منفی کشورهای عربی به برنامه هسته‌ای ایران و تقاضای آنها برای حمله به این کشور تا کنون به صورت شایعه مطرح بوده است. مستند شدن این درک و دریافت کشورهای عربی، ازنگاه پولنتس، بحث در مورد ایران را به گونه‌ای محسوس تغییر خواهد داد. او محتوای این اسناد را حساس‌تر از آن دانست که نادیده گرفته شود.
در این میان یک مقام اسرائیلی که نامش فاش نشده در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه با تاکید بر این که اسناد ویکی‌لیکس بر صراحت اسرائیل و عدم دورویی این کشور در قبال برنامه هسته‌ای دلالت دارند، گفت که این اسناد نشان می‌دهند کشورهای عرب منطقه نیز در عمل درک و نگاه روشنی در باره‌ی خطرات ناشی از برنامه هسته‌ای دارند.
"روشدن دورویی"
به گزارش خبرگزاری آلمان، هر سه روزنامه بزرگ اسرائیل، "هاآرتص"، "یدیعوت آخارونوت" و "ژروزالم‌ پست"، نیز در تفسیرهای خود با استقبال از افشاگری‌های ویکی‌لیکس درباره‌ی نگاه و لحن رهبران عرب منطقه نسبت به "خطر برنامه هسته‌ای ایران"، "دورویی" این رهبران را نیز به باد انتقاد گرفته‌اند. روزنامه "هاآرتص" در این باره نوشته است: «سال‌های سال اسرائیل از دورویی کشورهای میانه‌رو عرب شاکی بوده است. این کشورها از یک سو در خفا به اسرائیل فشار آورده‌اند که به ایران و متحدان تندرو آن مانند حماس و حزب‌الله حمله کند تا بعد خودشان در مقام منتقد این حملات ظاهر شوند.»

واکنش محتاطانه چین به انتشار اسناد وزارت خارجه آمریکا

در اسناد غیرعلنی وزارت امور خارجه آمریکا گزارش‌ها و ارزیابی‌های بحث‌انگیزی در باره‌ی مناسبات چین با ایران و کره‌ شمالی وجود دارد. دولت چین از ایالات متحده خواسته است در باره‌ی "سؤال‌های ایجاد شده" توضیح دهد.


دو روز پس از انتشار اسناد غیرعلنی وزارت امور خارجه آمریکا در سایت ویکی‌لیکس، دولت چین واکنشی محتاطانه به محتوای این اسناد نشان داده است. یک سخنگوی وزارت امور خارجه چین روز سه‌شنبه (۳۰ نوامبر / ۹ آذر) در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت که دولت این کشور از مضمون اسناد اطلاع یافته است. او خواهان آن شد که آمریکا «در مورد سؤال‌های ایجادشده روشنگری کند». سخنگوی یادشده در باره‌ی چندوچون سؤال‌ها و روشنگری آمریکا توضیح بیشتری نداد.
بخش‌هایی از اسناد انتشاریافته توسط ویکی‌لیکس به گزارش‌ها و ارزیابی‌های نمایندگان و سفرای آمریکا از مناسبات چین با کشورهایی مانند ایران و کره شمالی برمی‌گردد. در یکی از این اسناد، سفیر آمریکا در کره جنوبی ارزیابی یکی از مقام‌های این کشور در باره‌ی رابطه‌ی چین و کره‌ شمالی را به واشنگتن گزارش داده است. بر اساس این ارزیابی، برخی از نمایندگان دولت چین دیگر به کره‌شمالی به عنوان متحدی ارزشمند نگاه نمی‌کنند و معتقدند که کشورشان در صورت فروپاشی حکومت این کشور نباید اقدامی انجام دهد.
ارزیابی یادشده ظاهراَ از آن چون یونگ وو، قائم‌مقام پیشین وزارت امور خارجه کره‌جنوبی، است که در حال حاضر مشاور امنیتی رئیس جمهور این کشور است. روزنامه‌های "گاردین" و "نیویورک‌تایمز" بر اساس اسناد ویکلیکس از مکاتبات سفیر آمریکا در کره‌جنوبی، از قول یونگ آمده است که نسل جدید در رهبری چین دیگر کره شمالی را قابل اعتماد نمی‌داند و فراتر از آن، از وحدت دو کره تحت رهبری کره جنوبی نیز خشنود خواهند شد. یونگ‌ وو افزوده است که رهبران یادشده‌ی چین کره‌شمالی را به لحاظ اقتصادی ورشکسته می‌دانند و معتقدند که حکومت کیم ایل جونگ، پس از مرگ احتمالی او، بیش از دو سه سال دوام نخواهد آورد.
"مخالفت چین با تقاضای ایران برای همکاری استراتژیک"
در باره‌ی مناسبات چین و ایران نیز اسناد وزارت امور خارجه آمریکا حاوی نکات بحث‌انگیزی است. در یکی از اسناد، نماینده آمریکا در چین از قول یک «فرد مرتبط» که ظاهراَ از درون دستگاه رهبری چین خبر دارد، می‌نویسد که ایران بارها ابراز علاقه کرده است که با چین وارد مناسباتی استراتژیک شود، اما چین به این تمایل واکنش مثبتی نشان نداده است.
در اسناد ویکی‌لیکس همچنین آمده است که دولت آمریکا در سال ۲۰۰۷ از چین خواسته است که جلوی ارسال تجهیزات موشک بالستیک را از کره شمالی به ایران از طریق بیجینگ (پکن) بگیرد.
بنا به اسناد یادشده، دولت آمریکا تاکید کرده که از عدم همکاری دولت چین در این زمینه، «خسته شده است».
در یک سند دیگر که تاریخ سوم نوامبر ۲۰۰۷ را دارد و کاندالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در دولت جرج بوش، آن را امضا کرده، قرار بوده محموله‌ای از پره‌های موشک جت ساخت کره شمالی، فردای آن روز برای استفاده در موشک‌های بالستیک ایران، از طریق پکن و هواپیمایی ایران ایر، به تهران ارسال شود. بنا به این سند، وزارت امور خارجه آمریکا، خواستار اقدام فوری چین در مورد این موضوع حاد شده و از این کشور خواسته است که فرودگاه پکن را به سکوی امنی جهت انتقال این گونه محموله‌ها به ایران تبدیل نکند.
سفارت آمریکا در لندن نیز در گزارشی که ۲۵ ژوئن به واشنگتن فرستاده از گفت‌وشنود با افتیمیوس میتروپولوس، رئیس سازمان جهانی کشتیرانی، خبر می‌دهد که به تازگی از کره‌شمالی برگشته بوده است. به گفته افتیمیوس، نیمی از صندلی‌های هواپیمایی که او را از کره‌شمالی برمی‌گردانده، با افراد ایرانی پر شده بوده است.
"برآشفتگی بی‌سابقه"
هیلاری کلینتون: انتشار اسناد ضربه به منافع ملی آمریکا و حمله به 
جامعه جهانی است
در این میان، تلاش‌های آمریکا برای محدود‌ نگه داشتن پیامدهای منفی انتشار اسناد غیرعلنی وزات امور خارجه‌ی این کشور همچنان ادامه دارد. هیلاری کلینتون، رئیس دستگاه سیاست خارجی آمریکا، گفته است که انتشار ۲۵۰ هزار سند از وزارتخانه تحت ریاست او نه تنها ضربه‌ای به منافع سیاست خارجی ایالات متحده، بلکه تهاجمی به جامعه جهانی است.
به گفته خبرنگاران، کلینتون که روز دوشنبه به وقت محلی سخن می‌گفت، چهره‌ای مملو از خشم و عصبانیت داشت. گفته می‌شود که تا کنون کلینتون این گونه برآشفته در فضای عمومی حاضر نشده است.
وزیر امور خارجه آمریکا افزوده است که انتشار اسناد یادشده منافع ملی آمریکا را به خطر می‌اندازد و همکاری این کشور با سایر کشورها را دشوار می‌کند.
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، نیز از زبان سخنگوی خود، "دستبرد" به اسناد و انتشار ده‌ها هزار مورد از گزارش‌های سفارت‌خانه‌های آمریکا بر روی اینترنت را یک "جنایت" توصیف کرده است. وزارت امور خارجه آمریکا نیز جولیان آسنج، مسئول سایت ویکی‌لیکس، را فردی توصیف کرده که به "اقدامی جنایی" دست زده است. گرچه کارشناسان برای پیگرد حقوقی آسنج شانس چندانی قائل نیستند، ولی سخنگوی اوباما تأکید کرده است که کاخ سفید پیگیری خود را در این زمینه ادامه می‌دهد.
در همین حال، برای حفاظت بیشتر از اسناد وزارت امور خارجه قرار است ارتباط کامپیوترهای این وزارتخانه با وزارت دفاع قطع شود، زیرا اسناد انتشاریافته در ویکی‌لیکس را یک کارشناس کامپیوتر ارتش آمریکا از کامپیوترهای وزارت دفاع دانلود کرده است.

 

 

سرخط‌ خبرها

آمریکا ترورهای تهران را محکوم کرد  

آمریکا ترورهای روز دوشنبه در تهران را محکوم کرد.
رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید درواکنش به سوء قصد به جان دو استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی تهران گفت: آمریکا ترور را در هرجا که رخ دهد محکوم می کند.
سخنگوی دولت اسرائیل نیز در واکنش به اتهام های جمهوری اسلامی گفته است که دولت اسرائیل مطابق روال همیشگی خود تمایلی به ابراز نظر در این موارد ندارد.

سازمان ملل:مسئولیت اثبات ماهیت مسالمت آمیز برنامه هسته ای ایران، با جمهوری اسلامی است 

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل می گوید مسئولیت اثبات ماهیت مسالمت آمیز برنامه هسته ای ایران، با جمهوری اسلامی است. آقای بان در مصاحبه با
گزارشگر بخش قزاقستان رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی در «آستانه»، همچنین گفت که محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه جمهوری اسلامی در سفر اخیرش به نیویورک وعده است به پرسش های سازمان ملل در باره نقض حقوق بشر در ایران بطور صریح و شفاف پاسخ دهد.

چین خواستار «حل مناسب» مسئله انتشار اسناد توسط ویکی لیکس شد 

وزارت خارجه چین در واکنش به اقدام ویکی لیکس در انتشار اسناد وزارتخارجه آمریکا در ارتباط با پکن، خواستار یافتن «راه حل مناسبی» برای این مسئله شد.
سخنگوی وزارت خارجه چین گفت که این کشور مایل نیست هیچ گونه اخلالی در روابط دو کشورپدید آید، و از هرگونه اظهار نظری در زمینه اسناد منتشر شده، خودداری می کند.
اسناد انتشار یافته از سوی ویکی لیکس، حاکی است که مقام های ارشد چین گفته اند که این کشور، کره شمالی را بعنوان متحدی مفید بشمار نمی آورد و در صورت فروپاشی این نظام، مداخله نخواهند کرد و با وحدت دو کره نیزمشکلی نخواهد داشت.



سپاه پاسداران: مقصد هواپیماربایی در مسیر تهران – دمشق سرزمین اشغالی بود 

یدالله جوانی از فرمانده هان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی می گوید فردی که تلاش کرد هواپیمای «ایران ایرا» را در مسیر تهران – دمشق برباید، قصد داشت آن را به اسرائیل ببرد. او همچنین هدف این هواپیماربایی را تحت تاثیر قرار دادن سفر سعد حریری، نخست وزیر لبنان به تهران توصیف کرده است.
خبرگزاری های ایران گزارش داده بودند که «فردی با مشکل روانی و غیرمسلح» جمعه شب ادعا کرده بود که می خواهد این هواپیما را برباید، اما سپاه پاسدارن ساعاتی بعد، این فرد را از «عناصر ضد انقلاب» معرفی کرد.


ویکی‌لیکس اطلاعاتی از بانک‌های بزرگ آمریکا منتشر می‌کند


جولیان آسانژ، بنیان‌گذار وب‌سایت ویکی‌لیکس، در گفتگو با مجله آمریکایی "فوربس" اعلام کرده است که در ماه ژانویه اطلاعاتی منتشر می‌کند که از شیوه مدیریت، اعمال غیراخلاقی و قانون‌شکنی‌های گسترده در بانک‌های بزرگ آمریکایی خبر می‌دهد. به گفته آسانژ، این اطلاعات نشان می‌دهد که مدیران مالی آمریکا در درجه نخست سود شخصی خود را در نظر دارند. وب‌سایت ویکی‌لیکس روز یکشنبه (۲۸ نوامبر/ ۷ آذر) ۲۵۰ هزار سند محرمانه وزارت امور خارجه آمریکا را منتشر کرد. 


ایران هفته آینده به پای میز مذاکرات هسته‌ای بازمی‌گردد

سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد 
ایران، هفته آینده با کاترین اشتون دیدار خواهد کرد  سخنگوی کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، می‌گوید که خانم اشتون و سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران، روزهای ۱۵ و ۱۶ آذر در ژنو با یکدیگر دیدار می‌کنند. 
به گزارش خبرگزاری رویترز، سخنگوی خانم اشتون با اشاره به این که مذاکرات هسته‌ای در تاریخ ۱۵ و ۱۶ آذرماه، دوشنبه و سه‌شنبه هفته آینده، در ژنو برگزار خواهد شد، اعلام کرد: «ما اکنون پاسخ رسمی از سوی مقامات ایران دریافت کرده‌ایم که دکتر جلیلی پیشنهاد کاترین اشتون برای دیدار در ژنو را پذیرفته است.»
محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، نیز روز سه‌شنبه، ۹ آذر، اعلام کرد حال که ۵+۱ خواستار گفت‌وگوست، ایران نیز با مذاکرات موافقت می‌کند و با اشاره به این که ایران همواره آماده گفت‌و‌گو بوده است، گفت: «ما توصیه می‌کنیم که آنها از این فرصت به خوبی استفاده کنند.»
انتظار می‌رود که نمایندگان ۵+۱ شامل آمریکا، روسیه، فرانسه، چین، بریتانیا و آلمان نیز در این مذاکرات دوروزه شرکت داشته باشند.
خبر برگزاری مذاکرات هسته‌ای در هفته آینده در حالی منتشر شده است که به نظر می‌رسد طرفین مذاکره تاکنون در مورد محور مذاکرات به توافق نرسیده‌اند.
خانم اشتون که نمایندگی گروه ۵+۱ را بر عهده دارد در اول آذرماه تأکید کرده بود که محور مذاکرات آینده با ایران قابلیت نظامی برنامه اتمی تهران است و مباحث صریحی در این زمینه مطرح خواهد شد.
وی با این حال خاطرنشان کرده بود که در خلال مذاکرات فرصت‌هایی برای طرح سایر مباحث نیز رخ می‌دهد که نباید از دست برود.
این در حالی است که ایران بارها اعلام کرده است که مبادله سوخت جایی در مذاکرات ایران با گروه ۵+۱ نخواهد داشت.
محمود احمدی‌نژاد نیز روز سه‌شنبه با اشاره به این ‌که طبق اساسنامه آژانس و معهده ان‌پی‌تی، یکی از حقوق اعضا، «حق بهره‌مندی از چرخه غنی‌سازی سوخت و تولید سوخت است» افزود: «این حقوق که در قانون مقرر شده است قابل مذاکره نیست، اما در مورد همکاری‌های هسته‌ای مذاکره و مشارکت می‌کنیم.»
مذاکرات سطح بالای هسته‌ای ایران و ۵+۱ آخرین بار در مهرماه سال ۸۸ انجام شد که به دنبال آن تهران توافق کرد تا بخش عمده‌ای از اورانیوم با غنای پایین خود را برای تبدیل به سوخت اتمی به روسیه و فرانسه ارسال کند، اما جمهوری اسلامی بعدها اعلام کرد تنها حاضر به مبادله سوخت در خاک خود است.
به دنبال سرباز زدن تهران از مبادله سوخت بر مبنای توافق اولیه و توقف مذاکرات ایران با ۵+۱، شورای امنیت سازمان ملل برای تحت فشار قرار دادن ایران برای بازگشتش به میز مذاکرات چهارمین دور از تحریم‌ها علیه ایران را به تصویب رساند و پس از آن ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چند کشور دیگر نیز تحریم‌های یک‌جانبه‌ای را علیه ایران اعمال کردند.
غرب بر این باور است که برنامه هسته‌ای ایران ماهیتی نظامی دارد و سعی دارد ایران را برای شفافیت‌سازی در مورد فعالیت هسته‌ایش به پای میز مذاکره بکشاند.
این در حالی است که جمهوری اسلامی می‌گوید که با برنامه هسته‌ایش اهداف صلح‌آمیزی را دنبال می‌کند و حاضر نیست در این مورد با ۵+۱ مذاکره کند.

دادستان تهران: امیدوارم پرونده ترور استادان به سرنوشت پرونده علی‌محمدی دچار نشود

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران روز سه شنبه ابراز امیدواری کرده که پرونده ترور استادان دانشگاه پیگیری شده و «به پرونده علی محمدی، تبدیل نشود.»
به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، دادستان تهران گفت: « اميدوارم پليس و دستگاه‌های امنيتی با قاطعيت بيشتر اين خائنين را شناسايی و به سزای اعمال خود برسانند و اميدوارم اين پرونده به سرنوشت پرونده استاد علی محمدی تبديل نشود و قابل قبول نيست که پرونده‌ها اين گونه شود.»
مسعود علی محمدی، دانش‌آموخته دکترای فیزیک با گرایش ذرات بنیادی در دانشگاه صنعتی شریف بود و از سال ۱۳۷۴ در گروه فيزيک دانشگاه تهران، کوآنتوم مکانيک و الکترومغناطيس تدریس می‌کرد. وی همچنین عضو وابسته پژوهشکده دانش‌های بنیادی ایران بود و دی ماه سال پیش، در سوءقصدی کشته شد.
دادستان تهران، آن زمان و پس از ترور آقای علی محمدی گفته بود: «بازپرس از محل بازديد و دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرده و تحقيقات به منظور دستگيری عامل اين انفجار و علت و انگيزه آن در دادسرای جنايی آغاز شده است.» هرچند آقای جعفری دولت آبادی خود خبر از پیگیری این پرونده داده بود، با این حال روز سه شنبه تایید کرده که این پرونده هنوز به سرانجام نرسیده است.
نام علی محمدی، استاد دانشگاه تهران در «پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاهیان حامی میرحسین موسوی» در میان نام استادانی آمده بود که دو روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی آقای موسوی برای مقام ریاست جمهوری ایران حمایت کرده بودند.
دکتر مجید شهریاری، استاد فیزیک و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و همچنین محقق جمهوری اسلامی ایران در پروژه سزامی، صبح روز دوشنبه زمانی که به همراه راننده و همسرش به سمت دانشگاه در حرکت بود، در حوالی میدان ارتش در اثر انفجار بمب کشته شد.
دکتر شهریاری پس از مسعود علی‌محمدی، دومین محقق ایران در پروژه سزامی بود که به قتل رسید.
همچنین در این سوء قصد همسر و راننده آقای شهریاری نیز مجروح و روانه بیمارستان شدند.
دکتر فریدون عباسی، دیگر استاد دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی نیز صبح دوشنبه زمانی که به همراه همسرش در حال پارک خودروی خود در خیابان ولنجک و در نزدیکی دانشگاه بود، مورد سوء قصد قرار گرفت، اما به گفته خبرگزاری مهر وی متوجه بمب‌گذاری شده و از محل حادثه فاصله گرفت اما مجروح شد.
پس از این انفجار دکتر عباسی و همسرش به بیمارستان طالقانی منتقل شدند و تحت مداوای سرپایی قرار گرفتند.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در این مورد گفته بود که هر دو سوء قصد توسط افراد موتورسوار صورت گرفته است و در هر دو مورد، بمبی با آهنربا به بدنه ماشین نصب شده است.


خودداری مقامات ارمنستان از اظهار نظر درباره اتهام ارسال سلاح به ايران

سرژ 
سرکيسيان، رييس جمهوری ارمنستان
دفتر رييس جمهوری و وزارت امورخارجه ارمنستان از اظهار نظر در خصوص اسناد «ويکی ليکس» و اتهام آمريکا عليه اين کشور درباره واسطه گری صادرات سلاح به ايران و همچنين احتمال تحريم اين کشور خودداری کردند.
به گزارش راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی، براساس يکی از اسناد وزارت امور خارجه آمريکا که به همراه هزاران سند توسط «ويکی ليکس» منتشر شده است، يکی از مقامات بلندپايه دولت جرج بوش، رييس جمهور سابق آمريکا، «نگرانی عميق» خود را در خصوص صادرات سلاح به ايران با سرژ سرکيسيان، رييس جمهور ارمنستان در ميان گذاشته است.
طبق اين سند وزارت امور خارجه آمريکا، اين مقام دولت جرج بوش از پاسخ سرژ سرکيسيان، که در زمان صدور اين سلاح ها در سال ۲۰۰۳ وزير دفاع بوده است، قانع نشده است.
اين گزارش می افزايد: جان نگرو پونته، معاون وزير امور خارجه آمريکا، در سال ۲۰۰۸ از سرژ سرکيسيان خواسته است تا اقدامات لازم را برای جلوگيری از وقوع مجدد چنين مساله ای در آينده انجام دهد.
براساس اين گزارش جان نگرو پونته گفته است: «طبق قانون، انتقال اين تسليحات ما را ملزم می کند تا اعمال تحريم های آمريکا در اين زمينه را مورد بررسی قرار دهيم.»
جان نگرو پونته اضافه کرده است: «اگر تحريمی اعمال شود، تنبيهات شامل قطع کمک ها آمريکا و محدوديت در صادارت خواهد بود.»
طبق اين گزارش، معاون وزير امور خارجه آمريکا همچنين گفته است:«برای جلوگيری از اعمال چنين تحريم هايی ، اين اساسی است که شما اسناد قابل اعتنايی ارائه کنيد که دولت شما با ما همکاری می کند و تضمين دهد چنين انتقالی در اينده نيز رخ نخواهد داد.»
مشخص نيست که دولت ارمنستان تضمينی در اين زمينه ارائه کرده است يا نه.
در همين زمينه، آرمن آرزومانيان، دبير مطبوعاتی رياست جمهوری ارمنستان، روز دوشنبه از پاسخ به پرسش راديو اروپای آزاد، راديو آزادی در اين خصوص خودداری کرد و گفت حاضر نيست در اين زمينه اظهار نظر کند.
وزارت امورخارجه ارمنستان نيز حاضر به اظهار نظر در اين مورد نشده است.
وب‌سايت ويکی‌ليکس، روز يکشنبه، بخشی از ۲۵۰ هزار گزارش محرمانه ديپلماتيک آمريکا را که می‌گويد در اختيار دارد، منتشر کرد.
هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمريکا ، در واکنش به انتشار اسناد توسط «يکی ليکس»، از افشای اين اطلاعات به شدت ابراز تاسف کرد و گفت اين اقدام نه تنها حمله به سياست خارجی آمريکا بلکه حمله به جامعه جهانی است.


تداوم آلودگی هوا در تهران؛ چهارشنبه و پنجشنبه تعطیل است

به دنبال ماندگاری وضعیت آلودگی هوای تهران در وضعیت هشدار و همچنین قرار گرفتن برخی از مناطق تهران از لحاظ آلودگی هوا در شرایط «اضطرار»، کلیه ادارات دولتی، مدارس و دانشگاه‌های تهران بر اساس اعلام دولت در روز‌های چهارشنبه و پنجشنبه تعطیل خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، مرتضی تمدن، استاندار تهران و رئیس کمیته اضطراری آلودگی هوای تهران روز دوشنبه اعلام کرد: «به دلیل استمرار آلودگی هوا و پیشبینی ماندگاری این حالت تا پایان هفته، چهارشنبه و پنجشنبه این هفته همه ادارت دولتی،‌مدارس و دانشگاه‌های تهران تعطیل است.»
وی همچنین خاطر نشان کرد که تا «اطلاع ثانوی همه ادارات دولتی یک ساعت زودتر تعطیل می‌شوند» و افزود که «مراکز امدادی، اورژانسی و نظامی و انتظامی» در این دور روز تعطیل نیستند و تابع مقررات خاص خود خواهند بود.
به گزارش ایسنا، بر اساس اطلاعات رسیده از ایستگاه‌های سنجش آلودگی هوای شهر تهران، روز دوشنبه، ۸ آذر، بر میزان غلظت کلیه آلاینده‌ها به جز دی اکسید نیتروژن، نسبت به روز گذشته افزوده شده است و ایستگاه سنجش هوای آزادی از لحاظ منوکسید کربن و ایستگاه فرمانداری شهر ری از نظر آلاینده ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون، در شرایط «اضطرار» قرار گرفته است.
این در حالی است که سایر ایستگاه‌های سنجش هوای تهران نیز از لحاظ میزان آلاینده‌ها در وضعیت هشدار قرار داردند.
یوسف رشیدی، مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در این زمینه به ایسنا گفته است: «آمارها نشان می‌دهد پایداری جوی در تهران تا اواسط هفته آینده نیز ادامه داشته و میزان آلودگی هوا طی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه تشدید می‌شود.»
پایگاه اطلاع رسانی دولت نیز روز دوشنبه به نقل از آقای محمد جواد محمدی‌زاده، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اعلام کرد که از اواسط هفته آینده وضعیت هوا بهتر خواهد شد.
وی همچنین روز دوشنبه اعلام کرد که دولت، چهار برنامه اجرایی بلند مدت شامل افزایش کیفیت استانداردها و فرآورده‌های سوختی، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی، افزایش کیفیت تولید خودرو و خارج کردن خودروهای فرسوده از مدار، در دست اجرا دارد و ابراز امیدواری کرد که این طرح‌ها «حداکثر» در طول پنج سال آینده به طور کامل به اجرا درآیند.
بر اساس اخبار منتشر شده در خبرگزاری‌های داخلی، آلودگی هوای تهران از اوایل آذرماه به وضعیت هشدار رسیده است و پیش از این کمیته اضطراری آلودگی هوای تهران، در سوم آذرماه تمامی ادارات دولتی، بانک‌ها، سازمان‌ها، نهادها، مدارس و دانشگاه‌های شهر تهران را به دلیل وضعیت هشدار دهنده آلودگی هوا، تعطیل کرد.
در وضعیت فعلی به کلیه افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی و ریوی، سالمندان و کودکان توصیه شده است از فعالیت‌های طولانی مدت و سنگین در فضای باز اجتناب کرده و بقیه افراد نیز فعالیت طولانی و سنگین خود را در فضای باز کاهش دهند. 
 
 

اخبار روز:
سایت سندیکای کارگران شرکت واحد، از بازداشت یکی دیگر از فعالین سندیکایی گزارش داده است. بنابر این گزارش، علی اکبر نظری راننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و یکی از اعضای عادی سندیکای کارگران شرکت واحد، بر اساس احضار تلفنی که از طرف شعبه دوم ویژه امنیت انجام گرفته بود روز دوشنبه به این دادسرا مراجعه و با صدور قرار کفالت ۱۰ میلیون تومانی بازداشت و به قرنطینه زندان اوین منتقل شده است.
آقای نظری بعد از بازداشت طی تماس تلفنی که با یکی از همکارانش از انتقال به زندان اوین و مورد اتهامی جعل نام برده است.
در حال حاضر ۴ نفر از اعضای سندیکا به نام های رضا شهابی، ابراهیم مددی، مرتضی کمساری و علی اکبر نظری در زندان اوین و غلامرضا غلامحسینی در زندان رجایی شهر در بند می باشند.
 
 

«آزادی ۵۰ نفر» از بازداشت‌شدگان رویدادهای انتخابات از زندان


زندان مرکزی همدان
روز سه‌شنبه اعلام شد که «۵۰ نفر» از محکومان رویدادهای پس از انتخابات «به مناسبت عید غدیر خم» از زندان‌های ایران آزاد شده‌اند.
خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس نزدیک به سپاه پاسداران با ذکر این خبر آزاد شدن این محکومین را «به دلیل اظهار ندامت شدید» و «به مناسبت عید غدیر خم» اعلام کرده است.
بنا بر این گزارش، این زندانیان در رویدادهای پس از انتخابات «در خیابان‌ها دست به اغتشاش زده بودند» و محکومیت آنها «اقدامات ضد امنیتی، ایجاد شبکه‌های اخلالگر اجتماعی و ارتباط با عناصر خارجی» بوده ‌است.
این خبرگزاری نام افراد آزاد شده را ذکر نکرد و جزئیات دیگری در مورد آزادی این زندانیان سیاسی ارائه نداد.
روز پنج‌شنبه گذشته نیز ۱۹ تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین تهران که در فهرست کمیسیون عفو و بخشودگی قرار داشتند از این زندان آزاد شدند.
روز جمعه «بامدادخبر»، از پایگاه‌های خبری جنبش دانشجویی، گزارش داده‌ بود که چند فعال سرشناس سیاسی و دانشجویی دیگر نیز قرار است در روزهای پس از آن، از زندان آزاد شوند.
در میان آزادشدگان روز پنج‌شنبه نام ناصر عبدالحسینی و امیررضا عارفی به چشم می‌خورد که پیش از این در مرحله‌ای از حبس خود حتی به اعدام نیز محکوم شده بودند.
از زمان آغاز اعتراضات به نتیجه انتخابات سال ۸۸ که محمود احمدی‌نژاد پیروز آن اعلام شد، موجی از دستگیری‌ها در ایران آغاز شد که این بازداشت‌ها هم‌اینک نیز به‌رغم فروکش کردن ادامه دارد.
از آن جمله، روز یک‌شنبه ساجده کیانوش راد، فرزند یکی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت، به همراه همسرش، بهروز شاهرخ‌نیا، در تهران بازداشت شدند.
همچنین به گزارش وب‌سایت «کلمه»، پایگاه خبری نزدیک به میرحسین موسوی، روز یک‌شنبه نیروهای امنیتی برخی جوانان اصلاح‌طلب را بازداشت کرده و تعدادی دیگر را به زندان اوین فراخوانده‌اند.
در هفته‌های اخیر همچنین شماری از مسئولان و اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه نیز بازداشت و شماری از آنان زندانی شده‌اند.
گزارش‌ها از تهران حاکی است که علی‌اکبر نظری، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه، روز یک‌شنبه توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و در حال حاضر، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی، غلامرضا غلام‌حسینی، مرتضی کمساری و علی‌اکبر نظری، از مسئولان و اعضای این سندیکا، در زندان به‌سر می‌برند.


ویکی لیکس: طرح ترور نوری زاده

عليرضا نوری زاده
در اسناد منتشر شده توسط ويکی ليکس، طرح ترور يک روزنامه نگار ايرانی نيز فاش شده است. به گزارش روزنامه انگليسی گاردين، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، برای خاموش ساختن عليرضا نوری زاده روزنامه نگار و تحليل گر سياسی، توطئه ای طرح کرده بود که ناکام ماند.
بر پايه همين گزارش و به گفته اف. بی. آی. اداره پليس فدرال آمريکا، مردی به نام رضا صادقی نيا با نزديک شدن به عليرضا نوری زاده ،
سرگرم پياده کردن طرح ترور او بوده است.
راديو فردا در گفت و گو با عليرضا نوری زاده از او می خواهد در اين زمينه توضيح دهد.
نوری زاده: آنچه در ميان اسناد ويکی ليکس منتشر شده است در واقع مربوط به ماجرايی است که به يک سال و نيم پيش از اين برمی گردد.
قضيه از اين قرار بود که يکی از اين جوانانی که به مسائل سياسی و برنامه های من اشتياق نشان می دهند- با اشتياقی فراتر از حد معمول- با من تماس گرفت و بعد از مدتها گفت و گوی تلفنی و اظهار اشتياق و علاقه، در يکی از سفرهايی که به آمريکا رفته بودم، از ايالتی که در آنجا زندگی می کند به لوس آنجلس آمد و در آنجا مرا ديد.
او بسيار اظهار اشتياق و علاقه می کرد و بعد از اينکه با هم صحبت کرديم ادعا کرد که سابق بر اين طرفدار آقای فتح الله منوچهری ملقب به فولادوند بوده که برنامه ايی تلويزيونی با موضعی تند عليه مذهب داشت.
ولی گويا از او بريده و علاقمند است که با من در تماس باشد. از آنجايی که کرد بود و اعلام کرد که پدرو مادرش هم بسيار به من وابسته اند چرا که همسر من هم کرد است و من به اين دليل با کردها در ارتباطم،ايشان هم به اين موضوع علاقمند است.
در هر حال اين مقدمه آشنايی ما با همديگر شد و ادامه پيدا کرد و ايشان با من در تماس بود تا اينکه يک بار به لندن آمد و سه روز هم در لندن ماند و مدعی شد که فقط برای ديدن من آمده و شروع کرد عکس گرفتن از من در همه حالت های مختلف.
وقتی به ايشان گفتم برای چه اينهمه از من عکس می اندازد؟ ادعا کرد که می خواهم يک کتابی درباره شما منتشر کنم تا نسل ما بداند که برای ما چه کرده ايد؟
شما در طول اين مدت که ظاهرا نزديک به يکسال شده، هيچگونه شکی به اين شخص پيدا نکرديد؟ به حرفها و رفتارش مشکوک نشديد؟چرا. بعد از اينکه عکس هايی از من گرفت از طريق منبعی که در ايران داشتم به من خبر رسيد که نزديک به يکصد عکس از من روی ميز معاون اطلاعات بوده و از من سوال کرد که اين عکس ها چطور گرفته شده است؟
من کم کم به اين آدم شک کردم ولی وقتی پليس آمد و مرا خبر کرد معلوم شد که قضيه فراتر از اين حد بوده است.
وقتی دوباره به آمريکا رفتم ، اف.بی.آی هم با من گفت و گو کرد و آنها هم مدارکی داشتند که نشانه اين بود که اين فرد احتمالا قصد داشته با سم يا يک ماده شيميايی، مرا به قتل برساند که موفق نشده است.
اگر شما دقت کنيد اين آدم از ژوئيه يا جولای ۲۰۰۹ تا کنون در زندان است. قاعدتا بنا به قوانينی که آمريکائيها دارند بايد او را محاکمه می کردند، ولی هنوز محاکمه نکرده اند و همين نشان می دهد که از او به عنوان يک آدم خطرناک ياد می شود.
آقای نوری زاده، ظاهرا اين آقا قصد داشته است که شخص ديگری را هم در کاليفرنيا به قتل برساند و گويا يک نفر را هم برای انجام اين کار اجير کرده بوده است؟بله. اين طور که من هم فهميده ام و پليس هم به من گفت هدفش همين بوده است. ايشان فرد ديگری را هم مد نظر داشته که ظاهرا يک راديوی اينترنتی به نام تندر دارد و همان افکار و عقايد آقای فولادوند را دنبال می کند.
اين آقا را هم مثل اينکه به عنوان يکی از هدف هايش مورد نظر داشته است.
آقای نوری زاده، چرا شما تا به حال در اين مورد سکوت کرده ايد؟ و با وجود در اختيار داشتن ابزار و رسانه، اين موضوع را مخفی نگاه داشته ايد؟اگر چه پليس مرا مخير کرد که اگر دلم می خواهد راجع به اين جريان صحبت کنم اما من به دو دليل ترجيح دادم در اين مورد صحبت نکنم. دليل اولم اين بود که وقتی شما راجع به خودتان صحبت می کنيد مردم می گويند داريد بازار گرمی می کنيد. حداقل بعضی ها اين برداشت را دارند. و من مايل نبودم برای خودم بازار گرمی کنم.
نکته ديگر که مانع من شد نگرانی برای خانواده ام بود من نمی خواستم خانواده ام را به ويژه کسانی که در ايران هستند را نگران کنم.
سومين مسئله اين بود که رژيم خبر داشت که من از اين توطئه خبر دارم و همين برای من کافی بود. حداقل من با نشانه هايی که در برنامه و نوشته هايم داده بودم گفته بودم که برنامه هايی برای من تدارک ديده شده بود، البته بدون اينکه وارد جزييات بشوم.
الان هم ديگر ناچار شدم در اين مورد صحبت کنم. چون به هر حال اسناد موجود منتشر شده است. اين نکته مهم است که پليس بريتانيا – که من از آنها بسيار سپاسگذارم- در آن حدی که شايد بيشتر از حد لازم بود، وسايل آسودگی خاطر من و خانواده ام را فراهم کردند. 
 
 
 

شهلا جاهد؛ پایان جنجالی‌ترین پرونده قضایی دهه ۱۳۸۰

شهلا جاهد به
 همراه وکیل مدافع خود، عبدالصمد خرمشاهی

همزمان با اعلام رسمی خبر اعدام شهلا جاهد در سحرگاه فردا، یکی از اعضای "هیئت صلح و سازش" اعلام کرد که با وجود شکست تلاش‌ها و قطعی شدن حکم قصاص، این هیئت تا پای چوبه دار، برای جلب رضایت خانواده مقتول تلاش خواهد کرد.


با شکست آخرین جلسه صلح و سازش برای گرفتن رضایت از شاکیان شهلا جاهد، وکیل او، عبدالصمد خرمشاهی اعلام کرد که موکل او سحرگاه چهارشنبه (دهم آذر برابر اول دسامبر) در زندان اوین اعدام خواهد شد.
آقای خرمشاهی گفت که زمان اجرای حکم، صبح امروز در واحد اجرای احکام به وی ابلاغ شده است. این در حالی است که یک عضو هیئت صلح و سازش می‌گوید که این هیئت، صبح فردا تمام تلاش خود را به کار می‌برد تا بتواند در پای چوبه دار حکم رضایت را برای نجات شهلا از مرگ حتمی بگیرد.
به گزارش خبر آنلاین، صبح امروز در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران و با حضور ناصر محمدخانی و فرزندش علیرضا و وکیل خانواده مقتول (لاله سحرخیزان)، هیئت "صلح وسازش" دادسرای جنایی، تلاش خود را برای جلب رضایت و جلوگیری از حکم قصاص آغاز کرد اما پس از ۳ ساعت بحث و گفتگو پیرامون حادثه، جلسه بی‌نتیجه ماند و به گفته ناصر محمدخانی، مصاحبه‌های اخیر شهلا و وکیل مدافع وی، باعث خشم خانواده مقتول و شکست گفتگوها شده است.
بنا بر این گزارش در جلسه قضایی صبح سه‌شنبه (۹ آذر / ۳۰ نوامبر) که با حضور "هئیت صلح و سازش" برگزار شد، ابتدا قاضی جابری و دیگر اعضای هیئت، تلاش گسترده‌ای برای جلب رضایت خانواده سحرخیزان آغاز کردند اما این جلسه بدون نتیجه پایان یافت و ناصر محمدخانی اعلام کرد که او وکالت دو فرزندش را بر عهده دارد و علاوه بر او، مادر لاله و دو خواهر او و یک برادرش که بعد از فوت پدرشان در این زمینه صاحب حق هستند، باید تصمیم‌گیری کنند.
اگرچه پیش از این، وکیل شهلا جاهد اظهار امیدواری کرده بود که اجرای مجازات در دهم آذرماه صحت ندارد و شاید برخی افراد بتوانند با گرفتن رضایت از خانواده مقتول، این پرونده را به بخشش ختم کنند، ولی با ابلاغ رسمی اجرای حکم قصاص در روز دهم آذر، احتمال اجرای حکم اعدام قوت گرفته است.
پرونده‌ای با هزاران صفحه و ده‌ها قاضی
شهلا جاهد، به قتل فاطمه (لاله) سحرخيزان همسر ۳۲ ساله ناصر محمدخانی بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايران متهم شده است. لاله سحرخیزان روز ۱۷ مهر ماه سال ۱۳۸۱ در خانه خود و در حالی که همسرش همراه با تيم پرسپوليس در آلمان به سر می برد و فرزندانش در مدرسه بودند، با ضربات چاقو به قتل رسيد.

پليس در مراحل تحقيق در مورد این پرونده، به ارتباط پنهان ميان ناصر محمدخانی و یک پرستار به نام شهلا جاهد پی برد و با يافتن قرائنی عليه شهلا جاهد، او را بازداشت کرد.
ناصر 
محمدخانی،‌ فوتبالیست ایرانی
شهلا جاهد در مراحل بازجويی، خود را همسر موقت ناصر محمدخانی معرفی و پس از یازده ماه مقاومت در بازجویی، سرانجام به قتل همسر عقدی او اعتراف کرد. سپس او در دادگاه منکر اعترافات خود شد. اما دادگاه، شهلا جاهد را بر اساس قاعده حقوقی "نپذیرفتن انکار بعد از اقرار" قاتل شناخت و حکم به قصاص او داد.
این حکم در شعبه ۱۵ دیوان عالی کشور تأیید شد اما یکی از قضات پرونده با ارسال نامه‌ای برای رئیس قوه قضائیه، ۱۰ورد ایراد در پرونده شهلا جاهد برشمرد و در پی آن، رئیس قوه قضائیه با جلوگیری از اجرای حکم، پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه دیگری فرستاد. این دادگاه نیز شهلا جاهد را گناهکار و مستحق اعدام شناخت و شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور نیز حکم اعدام را تأیید کرد.
این بار وکیل شهلا جاهد با ارسال نامه‌ای برای رئیس قوه قضائیه، از مستنداتی سخن گفت که حاکی از بیگناهی وکیل است و رئیس قوه قضائیه بار دیگر از اجرای حکم جلوگیری کرد و پرونده را به دادگاه دیگری ارجاع داد.
بار سوم هم دادگاه شهلا جاهد را گناهکار دانست و حکم اعدامی که دادگاه صادر کرد در شعبه سوم دیوان عالی کشور تأیید شد.
در اول آذرماه جاری، وکیل جاهد از ملاقات طولانی با موکل خود در زندان خبر داده بود و گفته بود: "روند پرونده شهلا جاهد نشان می‌دهد این زن، ۱۱ ماه در بازداشت به سر برده و پس از آن، به قتل لاله سحرخیزان، همسر محمدخانی اعتراف کرد، ولی در دادگاه ابتدایی خود، اعترافاتش را انکار کرد و مدعی شد که بیگناه است. وی در اولین دادگاه گفته بود: "چند روز قبل از اینکه به قتل اعتراف کنم ناصر به سراغ من آمد و گفت اگر به قتل لاله اعتراف نکنم باز برای او دردسر درست می‌شود و من هم برای اینکه عاشق ناصر بودم خواسته او را پذیرفتم و به دروغ قتل لاله را گردن گرفتم".
رسانه‌های جمعی پرونده شهلا جاهد را یکی از پرجنجال‌ترین پرونده‌های جنایی در دهه اخیر می‌دانند؛ پرونده‌ای که بارها حکم قضایی برای آن صادر شده و حکم و نقض و ابرام بیش از ۲۷ قاضی و نزدیک به ۴ هزار صفحه را به خود اختصاص داده است و اکنون با تایید حکم قصاص از سوی عالی‌ترین مقام قضایی ایران، متهم به دار آویخته می‌شود تا مجازات، کامل شود.
آخرین اظهارات متهم
طبق آخرین اظهارات وکیل این متهم، "او همچنان خود را بیگناه می‌داند و می‌گوید قاتل نیست." وی تصریح کرد شهلا هم‌چنان محور حرف‌هایش این است که قاتل نیست و بی‌گناه پای چوبه‌ی دار خواهد رفت.
اما خانواده مقتول، بارها تاکید کرده‌اند که حاضر نیستند قتل فرزندشان را قبول کنند و تنها خواستار قصاص‌ هستند. گفته می‌شود که تلاش‌های بشردوستانه جمعی از چهره‌های مشهور و محبوب برای میانجی‌گری و گرفتن رضایت از اولیای دم تاکنون به نتیجه نرسیده و احتمال گذشتن از خون جاهد، وجود ندارد.
 با این حال برخی از فعالان این پرونده همچنان امیدوار هستند که در لحظه آخر، پرونده جنجالی‌ترین قتل سال‌های اخیر به بخشودگی ختم شود.
رسانه‌ها به نقل از مسئولان واحد اجرای احکام دادسرا، گفته‌اند که قرار است این حکم در محوطه زندان اوین واقع در شمال تهران اجرا شود.

 
 

ادامه توقیف گذرنامه‌های رهبران دینی اهل سنت

حسن امينى، 
حاكم شرع مردمى كردستان: دليل توقيف گذرنامه‌ام را نمى‌دانم

حسن امینی، حاکم شرع مردمی کردستان در فرودگاه امام خمینی تحت بازرسی و تفتیش قرار گرفت. او در گفتگو با دویچه‌وله می‌گوید که گذرنامه‌اش توقیف شده و نامش در فهرست ممنوع الخروج‌هاست. وی دلیل این محدودیت‌ها را توضیح می‌دهد.


علاوه بر حسن امینی، هاشم حسین‌پناهی مدرس مدرسه‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج نیزدر فرودگاه امام خمینی تحت بازرسی و تفتیش مأموران قرارگرفتند. پیش از این نیز گذرنامه‌ی تعدادی از علمای اهل سنت از جمله مولانا عبدالغنی بدری، معاونت آموزشی حوزه‌ی دارالعلوم زاهدان، دکتر عبیدالله استاد حدیث این حوزه و مولانا عثمان قلندرزهی، مدیر مدرسه مدینة‌العلوم خاش که برای شرکت در یک کنفرانس بین‌المللی اسلامی عازم ترکیه بودند در فرودگاه امام خمینی توقیف شد.
مقام‌های جمهوری اسلامی ایران به مولانا عبدالحمید امام جمعه‌ی اهل سنت زاهدان اجازه سفر برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی اسلامی در ترکیه را دادند ولی گذرنامه‌ی او پس از بازگشت از ترکیه توقیف شد و خود او نیز ممنوع الخروج شد.
«من نمی‌دانم برای چه گذرنامه‌ام را گرفتند»
حسن امینی، حاکم شرع مردمی کردستان در گفتگو با دویچه‌وله دلایل توقیف گذرنامه‌اش را این‌گونه شرح می‌دهد: «وقتی از دوبی برگشتیم به فرودگاه امام خمینی، گذرنامه‌ی مرا گرفتند. کتاب‌های دینی ما را هم بردند. مامورین به ما گفتند، آنها به دستور دادگاه ویژه‌ی روحانیت این کار را انجام دادند».
آقای امینی درباره‌ی انگیزه‌ی سفرش به دوبی هم چنین توضیح می‌دهد: «من بنابه دعوت "شبکه تلویزیونی نور" به دوبی رفتم و حدود ۲۰ روز آنجا ماندم. پیش از این نیز برای این منظور به دوبی سفر کرده‌ام. این شبکه تلویزیونی ویژه‌ی اهل سنت در ایران است و من قبلا هم برنامه داشتم. ما انتظار داریم که بر حسب قوانین کشور با ما برخورد شود. هنوزحتی یک برنامه ضبط شده‌ی من از شبکه نور پخس نشده است تا آنها این مسئله را بهانه بگیرند».
توقیف گذرنامه‌ها پس از بازگشت به ایران
آگاهان به مسائل امور اهل‌سنت می‌گویند، به رقم متفاوت بودن اشکال توقیف گذرنامه‌ها، این اقدامات انگیزه‌‌ی یکسانی داشته‌است.
خود آقای امینی هم درباره‌ی این انگیزه به دویچه‌وله چنین می‌گوید: «آنچه اکنون روی داده فقط مربوط به من نیست، بلکه مربوط است به رهبران و روسای دینی اهل سنت. دلایل این گونه توقیف‌ها را به ما فعلا نگفتند. ما این مسئله را پیگیری خواهیم کرد. چونکه هر فرد ایرانی دو شناسنامه دارد، یکی برای داخل کشور و دیگری برای خارج از کشور».
تاسیس"مجمع روحانیون اهل سنت"
كاوه قريشى، 
فعال حقوق بشر در كردستان مي‌گويد، توقيف گذرنامه نشانه‌ى تشديد فشار به 
رهبران دينى اهل سنت استبه‌نظر کاوه قریشی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرد، فعالیت رهبران اهل‌سنت در ایران صرفا دینی است. وی در گفتگو با دویچه‌وله تاکید می‌کند: «حسن امینی و گروه تحت رهبری وی صرفا فعالیت دینی دارد و از سیاست کناره‌گیری کرده است. اما وی در انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی مهدی کروبی دفاع کرده و تابحال چندین بار احضارشد و فشارها براوهمچنان ادامه دارد».
این فعال حقوق بشر کرد در ادامه صحبت‌هایش اشاره می‌کند: «آقای امینی متهم است به اینکه قصد داشته "مجمع روحانیون اهل سنت" را تاسیس کند و با توجه به سیادت اهل تشیع در ایران، حکومت احساس خطرمی‌کند».
آقای قریشی نتیجه می‌گیرد، ممنوع الخروج شدن تعدادی از رهبران سنی نشانه‌ی تشدید فشارعلیه اهل سنت در ایران است. به نظر او دولت جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته نیز "سیاست ذوب کردن اهل سنت در اهل تشیع و حفظ اقتدار اهل تشیع" را در پیش گرفت.
کاوه قریشی برای این ادعای خود چنین مثال می‌آورد: «دولت از اوایل انقلاب تا حال تلاش کرده مانع فعالیت‌های اجتماعی و آموزشی اهل سنت شود و برخورد شدیدی با فعالان حقوق آنان کرده است. اتحاد شیعه و سنی در ایران هم آنگونه که جمهوری اسلامی ادعا می‌کند واقعی نیست و چنین وحدتی صورت نگرفته و بیشتر به شکل شعار مانده است».
"دخالت دولت در جزئیات امور دینی اهل سنت"
حسن امینی، حاکم شرع مردمی کردستان به تشدید فشار به روحانیون سنی از طرف "مرکز بزرگ اسلامی غرب" در کردستان اشاره می‌کند ومی‌گوید: «حتی در جزئیات مسائل دینی ما دخالت می‌کنند. مثلا درباره‌ی اینکه چه روزی عیدقربان بگیریم نیز مسئله داریم. هر سال مراسم‌عید مرا به هم می‌زنند. تمامی این اقدامات از سوی "مرکز بزرگ اسلامی غرب" سازمان داده می‌شود».
مولوى 
عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان هم ممنوع‌الخروج استحسن امینی به شیوه‌هایی هم اشاره می‌کند که وی را مجبور به سکوت کنند. او در این رابطه خاطرنشان می‌کند: «مرا پارسال وقتی از زاهدان برگشتم دستگیرکردند و پرونده‌ای درست کردند تا من نتوانم حرفی بزنم و حق قانونی‌ام را طرح کنم. مرا پارسال پانزدهم دیماه به مشهد بردند و محاکمه کردند و تابحال نیز حکمی ارائه نشده است».
درخواست دیدار رهبران اهل سنت با آیت‌الله خامنه‌ای
روحانیون اهل سنت از جمله مولانا عبدالحمید و مولانا محمد حسین گرگیج، امام جمعه‌ی اهل سنت آزاد شهرگلستان علنا به توقیف گذرنامه‌ها اعتراض کردند. پایگاه اطلاع رسانی مکتب قرآن کردستان نیز در مطلبی به توقیف گذرنامه‌ی حسن امینی واکنش نشان داده و می‌نویسد: «چنین اقداماتی نادیده گرفتن حقوق مشروع، قانونی و ابتدایی شهروندان اهل‌سنت تلقی می‌گردد».
مولانا عبدالحمید، امام جمعه‌ی اهل سنت زاهدان برای چاره‌جوئی این مسئله دیدار مشترک روحانیون بلندپایه‌ی اهل سنت ایران با آیت‌الله علی خامنه‌ای را پیشنهاد کرد. درعین حال رهبران اهل سنت گله می‌کنند، مقام‌های بلندپایه ایران تابه حال به درخواست آنها پاسخی نداده‌اند.
تردید و امید به کاهش مشکلات
کاوه قریشی فعال حقوق بشرکرد در این رابطه به دیدار سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای از کردستان اشاره می‌کند که بیش از ۳۰۰ تن از علمای روحانی کردستان با نوشتن نامه‌ای سرگشاده از او درخواست کردند، به مشکلات آنها رسیدگی کنند. اما تابحال پاسخی به آنها داده نشده است.
حسن امینی، حاکم شرع مردمی کردستان هم دیدارسال پیش خود با احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران را مثال می‌آورد که وی وعده داده است به "دخالت دولت در امور دینی اهل سنت" رسیدگی کند، اما تابحال بنا به گفته او اقدامی در این رابطه انجام نگرفته است. با این وحود، حاکم شرع مردمی کردستان از دیدار رهبران اهل‌ سنت در کشور با آیت‌الله علی خامنه‌ای استقبال می‌کند و معتقد است این دیدارسبب کاهش برخی از مشکلات آنان خواهد شد.
طاهر شیرمحمدی
تحریریه: فرید وحیدی